مونس های روحی ویدا
زندگی آرزویی است که هر لحظه از اندیشه تو می گذرد


+ 90/07/30 ساعت توسط ویدا
امروز امروز است.
امروز هر چه قدر آرزو کنی ، چشمه آرزوهایت خشک نمی شود،

 پس آرزو کن...


امروز هر چه قدر خدا را صدا کنی ، خسته نمی شوی ،

 پس صدایش کن...


Good day scraps, graphics and comments for myspace, orkut, friendster


ادامه مطلب
+ 90/07/30 ساعت توسط ویدا
تنهایی آدم را به حال و هوایی خاص می بره !

مخصوصا" اگه همسفر نداشته باشی ِ بیشتر فکر می کنی ...

از ابتدای شروع سفر هیچگاه ما یک مرتبه انتهای سفر را نمی بینیم

و مرحله به مرحله و تدریجا" به مقصد می رسیم .


ادامه مطلب
+ 90/07/30 ساعت توسط ویدا
روزی فرا رسید که مکیولی  ِ باید آن شهر را ترک می کرد .

وایت به او گفت : مایلم پیش از آن که ما را ترک کنی ِ هدیه ای به تو بدهم .

 

 

 


ادامه مطلب
+ 90/07/30 ساعت توسط ویدا
هیچ کس چون یک جزیزه تنها و منزوی نیست .

هر انسان جزئی از یک قاره است .

بخشی از پیکره اصلی ...


ادامه مطلب
+ 90/07/30 ساعت توسط ویدا
good night Scraps, graphics and Comments
+ 90/07/29 ساعت توسط ویدا
فرشته تصمیمش را گرفته بود ...

پیش خدا رفت و گفت :

اجازه می خوهم زمین را از نزدیک ببینم . دلم بی تاب تجربه ای زمینی است .

 


ادامه مطلب
+ 90/07/29 ساعت توسط ویدا
هدایایی از آیکیس ارتباط و گفتگو بین فردی در سیاره خاک و موجودی از سیاره اورانوس است .

هر دو آرام و خوش مشرب اند و برای یکدیگر زندگی شیرین ِشکوهمند ِ کامروا و سالم آرزو می کنند .

در قسمت ادامه مطلب ِ آیکیس از سیاره اورانوس بطور خلاصه رازهای عالم هستی را که در تمام سیارات یکسان می باشد از پس پرده ابهام خارج می سازد ....


ادامه مطلب
+ 90/07/29 ساعت توسط ویدا
پیرمردهای ژاپنی یه سپاه " مهندسین پیر " تشکیل دادن و داوطلب شدن که برن "فوکوشیما " ....

ودر مهار نیروگاه کمک کنن !


ادامه مطلب
+ 90/07/28 ساعت توسط ویدا

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها


ادامه مطلب
+ 90/07/28 ساعت توسط ویدا
مثل آن راننده تاکسی که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی ِ بلند می گوید :

روز خوبی داشته باشی !

آدمهایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی ِ دستپاچه روبرنمی گردانند . لبخندی می زنند و هنوز نگاهت می کنند ...


ادامه مطلب
+ 90/07/28 ساعت توسط ویدا
افسانه حاکی از آن است که در قرن ۱۵ ِ لشکر دشمن شهر را تصرف و قلعه را محاصره می کند .

اهالی شهر برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می برند .


ادامه مطلب
+ 90/07/28 ساعت توسط ویدا
من نیروی نهفته در تخم هندوانه را یافته ام .

تخم هندوانه می تواند بیش از ۲۰۰ هزار برابر وزن خود را از زمین به درون بکشد .

چگونه می تواند این مواد را جذب کند و از آن ها رنگ بسازد و سطح خارجی اش را مستقل از هرگونه تقلید هنری آرایش کند .


ادامه مطلب
+ 90/07/28 ساعت توسط ویدا
خداوند گفت : جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند .

و آنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد .

پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود .

و خدا گفت : اگر بدانید ِ حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد .


ادامه مطلب
+ 90/07/27 ساعت توسط ویدا
بررسی دانشمندان روی دو گروه از خرگوش ها که تحت رژیم با کلسترول بالا قرار گرفته بودند ِ نشان داد خرگوشهای تنها رها شده ۶۰٪ بیشتر از خرگوشهایی که بمدت نیم ساعت مورد نوازش قرار گرفتند و با گفتگو و بازی به آنها توجه می شد ِ پلاکهای تصلب درون شریان را نشان دادند !


ادامه مطلب
+ 90/07/27 ساعت توسط ویدا
انجام آنچه را که می توانی یا می اندیشی که می توانی ِ آغاز کن !

در جسارت ِ نبوغ و اقتدار و اعجاز نهفته است ."گوته "

 بدانید آرزوهای راستین شما چیستند و آنگاه از آرزوهایتان فهرستی تهیه کنید . بطور منظم به سراغ آنها بروید و در صورت لزوم آنها را عوض یا جابجا کنید . وقتی آرزوهایتان را می نویسید ِ جایگاه ذهنی آنها نیز منظم  می شود .


ادامه مطلب
+ 90/07/26 ساعت توسط ویدا
مه رقیق....

خنکی آب ...

 لغزش رود رو از انگشتای پام حس میکنم .

و صدای پرنده ای وحشی !!!


ادامه مطلب
+ 90/07/26 ساعت توسط ویدا
اینکه بهتر باشی ...

واقعا" چه ربطی به چیزهای دیگه داره ؟

هیچ ربطی نداره !

 


ادامه مطلب
+ 90/07/26 ساعت توسط ویدا
عشق ِپلنگی ست که در رگ هایم می دود

پلنگی که می خواهد تا خدا خیز بردارد .


ادامه مطلب
+ 90/07/26 ساعت توسط ویدا
عشق لحظه ناب بودن و نبودن است.

 هستی ولی در دنیای خودت...

 همه را میبینی و هیچ نمیبینی...

 لذت خواستن و خواسته شدن...


ادامه مطلب
+ 90/07/25 ساعت توسط ویدا
علت عاشق ز علت ها جداست ....

عشق اسطرلاب اسرار خداست ....

 خدا انسان را آفرید که عشق را معنا دهد .

 

 


ادامه مطلب
+ 90/07/25 ساعت توسط ویدا
عشق با عقل منافات دارد !

 هرگاه بتوانیم خیلی به عقل و منطق فکر نکنیم عشق خیلی عمیق تر عرض اندام می کند

 که البته این عیب عشق نیست بلکه به گونه ای ماورایی بودن آن را نشان می دهد .


ادامه مطلب
+ 90/07/25 ساعت توسط ویدا

برو اگه میخوای بری

دلت نسوزه واسه من


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
 عشق واژه ای است بسیار مقدس !!!
 هرکسی می تواند بزرگ باشد .... تنها چیزی که نیاز است قلبی پر از محبت و روانی است که از عشق سرچشمه گرفته باشد .
عشق الهی فوران محبتی بدون چشمداشت است .

عشق ِخداست که در قلب ما انسان هاست .


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا

وقتی قلمم بر روی کاغذ چرخید و تنها سه حرف نوشت،شرمندگی قلم را در برابر سفیدی بی انتهای کاغذ حس کردم!
بیچاره قلم!
انگار نمی دانست که تمام سفیدی های دنیا برای توصیف این سه حرف کم خواهد بود!
عشق و سه نقطه ...


  

 


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
عشق به معنای :

 یکی بودن قبل از تولد زمینی تا ابد است .

... و هر کسی چنین برداشتی از خانواده بشری خود نداشته باشد .

در حقیقت مانند خریداریست که فقط به خریدن یک کالا می اندیشد.

+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
عشق هستی را به آتش می کشد
در عبور از پرده تعبیر یک حس قشنگ
ناگهان گاهی به خود می آیی

 


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
 زبان قاصر از بیان زیباییهای مادر است .

تمام  سرمایه های دنیوی در نبود مادر هیچند هیچ......

 از میان تمام فرشتگان تنها یکی از آنهاست که خداوند او را به روی زمین فرستاده تا سختی بکشد و عشق بورزد و صمیمی باشد ...

 


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
یکی از دوستان در وبش خواست که عشق را توصیف کنیم ...

بنظرم کار جالبیه و دوست دارم شما هم این حس قشنگ را بصورت نوشته در بیارین ...

بهش فکر کنید ... در خاطرتون مرورش کنید ... و برام بنویسید .

نظرهایی رو که بیشتر دوست دارم به اسم خودتون تبدیل به یک پست قشنگ می کنم ...

و حالا توصیف من از عشق ...


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
نابینا چشمانش را به سوی آسمان گرفت : دوستت دارم ماه !

ماه گفت : تو که منو نمی بینی ِ چطور دوستم داری ؟


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
مرد ثروتمندی به کشیشی می گوید : نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند .

کشیش گفت : بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم .


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
- کوه به سنجاب گفت : تو یک کوچولوی مغرور هستی .

= سنجاب پاسخ داد : تردیدی نیست که تو خیلی بزرگی ِ اما فکر نمی کنم که مقام و موقعیت من مایه شرمندگی ام باشد .


ادامه مطلب
+ 90/07/24 ساعت توسط ویدا
عاشق می خواست به سفر برود .

روزها و ماهها و سالها بود که چمدان می بست .

و سالها بود که خدا تماشایش می کرد .


ادامه مطلب
+ 90/07/23 ساعت توسط ویدا
تمام کاری که باید انجام بدی

اینه که خودت باشی

هیچ چیزی رو نباید برای کسی ثابت کنی...

+ 90/07/23 ساعت توسط ویدا
بچه های ما نیازی ندارند که از آنها انسانهای بهتری بسازیم ِ اما برای رشد خود به ما واستگی دارند . ما زمین حاصلخیزی تدارک می بینیم تا بذر های عظمت آنها در آن رشد کند . آنها قدرت لازم را برای انجام بقیه کارها دارند .

دانه سیب در خود امکانی دارد که مناسب رشد و بالندگی است . به همین شکل هر کودک در ذهن ِ دل و جسم خود از توانایی رشد و بالندگی برخوردار است . باید بدانیم بچه های ما پیشاپیش خوب هستند .


ادامه مطلب
+ 90/07/22 ساعت توسط ویدا
انتظار ! این نخستین درسی بود که درباره عشق آموختم ...

فرشته ما همواره حاضر است .

و اغلب از دهان شخص دیگری برای گفتن یا فهماندن چیزی به ما استفاده می کند .

اما این توصیه اغلب بصورت تصادفی و معمولا" در لحظه ای به ما می رسد که ِ دل نگرانیهای ما ِ مانع از دیدن معجزات زندگی می شود .

باید به فرشته امان اجازه بدهیم که وقتی لازم می داند ِ به روشی که بهتر می داند با ما سخن بگوید .


ادامه مطلب
+ 90/07/22 ساعت توسط ویدا
تا به حال فکر کرده اید که یک فرشته چه شکلی است ؟

اگر کسی از شما بخواهد آنرا نقاشی کنید چطور می توانید ؟

بیشتر فرشته های نقاشی شده ِ دختران زیبارویی هستند که با یک جفت بال سفید در آسمان پرواز می کنند.


ادامه مطلب
+ 90/07/21 ساعت توسط ویدا
 اون چیزی که در زندگیت اتفاق می افته

گاهی با هیچ منطقی جور در نمی آد


ادامه مطلب
+ 90/07/21 ساعت توسط ویدا
 زندگی کوتاه است . وقت گرانبهاست .تلف کردن آن برای حمله و دفاع یا در خشم و ترس مایه تاسف است . به جای آن شکیبایی ِ همدلی ِ شفقت ِ مهربانی ِ همدردی ِ درک و پذیرش بدون قید و شرط را برگزینید .

 همه ما آدمهایی را می شناسیم که بودن در کنارشان به هیچ وجه کاری آسان نیست . برای کنار آمدن با این شخصیت های خاردار ِ آموختن تدابیر ی لازم است . آدمهای پیرامون مان ما را به مبارزه طلبی وامی دارند . ما را اصلاح می کنند . کمک میکنند تا آدمهای بهتری شویم .

 

 


ادامه مطلب
+ 90/07/21 ساعت توسط ویدا
این همه گندم

این همه کشتزار طلایی

این همه خوشه در باد را که می خورد ؟

آدم است که می خورد .

اما آدم گرسنه است .

آدم همیشه گرسنه است !


ادامه مطلب
+ 90/07/20 ساعت توسط ویدا
به کرم ابریشم فکر کن !

روزی مادر طبیعت از کرم می خواهد که پیله ای بتند .

کرم وحشت زده میشود .

خیال می کند که با این کار مقبره اش را می سازد .

 


ادامه مطلب
+ 90/07/20 ساعت توسط ویدا
مردی جان خود را با شنا کردن از میان جریان خروشان رودخانه ای به خطر انداخت و پسربچه ای را که در اثر جریان آب رانده شده بود . از مرگ حتمی نجات داد .


ادامه مطلب
+ 90/07/20 ساعت توسط ویدا
مریدی نزد استادش رفت و گفت : سالها در جستجوی روشنیدگی بودم . احساس می کنم به آن نزدیک شده ام . می خواهم گام بعدی را بدانم .

استاد گفت : زندگی ات را چگونه می گذرانی ؟

- هنوز گذران زندگی را نیاموخته ام . والدینم کمک می کنند . اما این یک موضوع فرعی است .


ادامه مطلب
+ 90/07/19 ساعت توسط ویدا
روز قسمت بود

خدا هستی را قسمت کرد.

هر که آمد و چیزی خواست .

در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت :

خدایا من چیز زیادی نمی خواهم


ادامه مطلب
+ 90/07/19 ساعت توسط ویدا
اگه کسی رو درک می کنی

اگه واقعا" کسی رو درک می کنی

حتما" دوستش خواهی داشت


ادامه مطلب
+ 90/07/19 ساعت توسط ویدا

"یک داستان ملی کره "

 روزی خانم جوانی بنام "یون اوک " به خانه راهبی که در کوهی اقامت داشت رفت .

او در آنجا به راهب  گفت : مشکل شوهرم است . او برای من خیلی عزیز است . در سه سال گذشته به جنگ رفته بود . اما حالا برگشته است ِ به ندرت حرف می زند ِ وقتی سخنی بگوید همراه با خشونت است .... استاد من می خواهم شربتی به شوهرم بدهی تا او همانطور که بود ِ خوب و دوست داشتنی شود .

راهب دقایقی تامل کرد و سپس گفت : شربت تو را می توان درست کرد ِ ولی مهمترین چیز لازم برای آن سبیل ببر زنده است .


ادامه مطلب
+ 90/07/19 ساعت توسط ویدا
در زندگی ما فقط یک کار مهم وجود دارد :

زیستن

سرنوشت شخصی مان رسالتی که برای ما رقم خورده .

اما همیشه بارمان را با دغدغه های بی فایده سنگین می کنیم .

 

چه زيباست بخاطر تو زيستن ...


ادامه مطلب
+ 90/07/18 ساعت توسط ویدا
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست ...

تو بگو انسان کیست که ما نمی شناسیمش !

گفت : آن که دریا دریا می نوشد و هنوز تشنه است .

آن که کوه را بر دوشش می گذارند و خم بر ابرو نمی آورد .

آن که نه او از غم که غم از او می گریزد .


ادامه مطلب
+ 90/07/18 ساعت توسط ویدا
شاید در فراسوی زمان و مکان و درون آن واقعیت ژرفتر ِ همگی اعضای یک بدن باشیم .

در این کتاب برخی تکنیکهای ذهنی و از جمله آنچه که اصوات آغازین می نامند ِ که به مدیتیشین مربوط میشود برای درمان بیماریهایی چون سرطان توضیح داده شده است .

پزشک جنگجوی شکست ناپذیر است . چون با عنصر مرگ نبرد می کند . بخشنده است ِ زندگی می بخشد ِچنین است که طبیعت او را گرامی می دارد .

یک پزشک می باید راهی سفر درونی شود و در گذر به فراسوی محدودیتهای بدن فیزیکی ِ شناخت و درک او به قلب واقعیت ژرفتر راه می یابد .

بدن هر یک از افراد آدمی ِ می داند که چگونه یک بریدگی را التیام بخشد ِ ولی ظاهرا" چنین بنظر می آید که فقط عده معدودی دارای بدنهایی هستند که می دانن چگونه سرطان را شفا دهند .


ادامه مطلب
+ 90/07/18 ساعت توسط ویدا
هیچ مذهبی قادر به رساندن تمامی ستاره ها به یکدیگر نیست  .

چون اگر چنین شود جهان به خلاء عظیمی تبدیل می شود .

و دلیل هستی اش را از دست می دهد .

هر ستاره و هر انسان ویژگی های خاص خودش را دارد.


ادامه مطلب
+ 90/07/17 ساعت توسط ویدا