زنی که شوهرش سخت بیمار شده بود به پزشکان متعددی مراجعه کرده بود ِ اما همه آنها از درمان بیماری شوهر وی عاجز بودند . زن ایمان عظیمی به خدا داشت و هر روز هزار بار خدا را شکر می کرد . پیوسته دعا می کرد :" خدایا شکر می کنم ِ خدایا تو را شکر می کنم که شوهر مرا شفا داده ای و او را سالم کرده ای " به این ترتیب به دعاهایش ادامه داد اما هیچ نشانه ای از بهبود در شوهرش دیده نمی شد . چند ماه بعد وقتی شوهرش برای معاینه دیگری نزد پزشکش رفت ِ پزشک به او گفت : تو به طرز معجزه آسایی شفا یافته ای . نیرویی فراتر از نیروی ما در کار بوده است .

با شکرگزاری به درگار پروردگار قلبتان منبسط می شود و برای دریافت نیروهای یاری دهنده و شفابخش خدا آماده تر می شوید  

اما چرا انسانهای نیک رنج می برند ؟

انسان نیک رنج می برد تا آن قسمت از سستی وجودش به نیکی و قدرت تبدیل شود . درست مانند طلا . طلا در کوره ذوب می شود تا تصفیه گردد . به همین ترتیب اگر پاره ای ضعف و ناخالصی در وجود ما هست ِ باید آتش رنج ها را پشت سر بگذاریم .

 هر انسان بزرگی باید صلیب خود را بردوش کشد

بیاد داشته باشیم که خواست خدا انجام می شود و با رنج و دردی که می کشیم ِ تطهیر می شویم و برای رسیدن به قلب خدا که جز عشق ِ نور و شادی ابدی نیست .آماده می شویم . عشق خدا در همه جا و همه اوقات حضور دارد ولی ما قادر به درک و دریافت آن نیستیم .تجربه های درد برای آن بر ما نازل می شود تا معنای رحمت بی کران ِ خرد و عشق بی نهایتش را بر ما عیان کند .

خداوند می خواهد یکایک ما شاد ِ سعادتمند و موفق باشیمو از همه نیکی هایی که جهان را لبریز کرده است لذت ببریم . اما پیش از دریافت آن باید آمادگی داشته باشیم .

یکی از دلایل عدم موفقیت و غم ودرد ممکن است زیر پا گذاشتن یکی از اصول قوانین طبیعت باشد .به این قوانین کارما می گویند طبیعت دارای دادگاه و گزمه و قاضی نیست ِ بلکه بسادگی قوانینش را به کار می اندازد .

چگونه با اصول زندگی هماهنگ شویم ؟

۱-همیشه مواظب افکارتان باشید .

۲-هر آنچه بکارید برداشت خواهید کرد

۳- معاشران خود را به دقت انتخاب کنید .

۴-سعی کنید به چیزی وابسته نباشید

۵- هر چه بیشتر خودتان را به خدا تسلیم کنید

۶- شجاع باشید

۷-تا جایی که می توانید به افراد بیشتری خوبی کنید

کارمای بد را می توان با ذکر نام خدا و خدمت عاری از خودخواهی به دردمندان کاهش داد

رنج بخشی از زندگی است و آموزنده است . اگر رنج نصیبمان نشود ِ بهترین درس های زندگی را نمی آموزیم . اما افسوس که بسیاری از ما حقیقت را تشخیص نمی دهیم و تمام سعی خود را به کار می گیریم تا از تجربه های به ظاهر دردناک اجتناب کنیم .

بیایید هر مشکل را دوستی ببینیم که پیام و درسی برای ما دارد و با این نگرش به استقبالش برویم . راهی برای گریز از مشکل وجود ندارد . نگذارید مشکلات به سادگی بر شما غلبه کنند .بگویید : خوش آمدی دوست من ! چه پیامی از خدا برای من آورده ای ؟"

 سالها پیش خانه و فروشگاه مرد فروشنده ای در آتش سوخت . او لبخند زد و چشمانش را به سوی آسمان گرفت و گفت : خدایا می خواهی که اکنون چه کنم ؟

روز بعد لوحی را بر ویرانه های خانه و فروشگاهش آویخت که روی آن نوشته بود :

فروشگاهم سوخت !

خانه ام سوخت !

کالاهایم سوخت !

اما ایمانم نسوخته است !

فردا شروع به کار خواهم کرد !

دعا با صحبت کردن با خدا شروع می شود اما زمانی که ساکت می شویم خدا با ما سخن می گوید . تا زمانی که به صدای خدا گوش نداده یم ِ در راه دعا چندان پیش نرفته ایم .

لازم نیست دعاهای معین بکنیم . دعا باید خودانگیز باشد و از قلبی مالامال از عشق برخیزد . ممکن است یک نگاه پرمحبت یا آهی عمیق نزد خدا بیش از دعاهای معین روزانه پذیرفته شود .برای دعا حس و عاطفه لازم است . زیرا مهمتر از کلماتی که بر زبان می آوریم موج عشقی است که این کلمات در بردارند .

کشتی هایم به دریا رفته اند

حتی اگر با بادبان ها و دکل های شکسته بازگردند

به دستی اعتماد دارم که هرگز شکست نمی خورد

و از پلیدی نیکی به بار می آورد

و همه امیدهایم غرق شوند

فریاد می زنم " به تو اعتما دارم "

 ما در دنیاس جاذبه های وهم آلود و اسارت ها زندگی می کنیم . روح ما زخمی جراحت های بسیار است . این زخم ها باید التیام یابند .سکوت می توانداین زخمها را التیام بخشد . فقط خاموشی تماشاچی ساکتی باشیم که صحنه های مختلف ذهن را تماشا می کند .

تو کنارم هستی

ای حضور تابناک !

و من آسوده ام ِ آرمم و خاموش