تولد دوم
ما در دنیای مادی متولد می شویم

تولد دوم ما ورود به دنیای غیر مادی است .
ما در دنیای مادی متولد می شویم

تولد دوم ما ورود به دنیای غیر مادی است .
شبیه بازی لی لی !
1به 2 ؛ 2 به 3 و برگشت ....
آنقدر می پریدم و می خندیدم و می بردم و می باختم ...تا غروب دستانم را می گرفت و به خانه می برد .
بغل بغل خنده هایم را در خواب می کردم .
گمان می کردم همه دختر بچه ها ؛ با لی لی کردن درس می گیرند .
پس تولد دخترم را به انتظار نشستم !

حالا داره برف می آد و من می خوام حقیقت این بارش رو بفهمم .
بهش نگاه می کنم ...
دانه های بلوری سرد و سفید رنگ که سطح وسیعی رو پوشش می ده یکسری خاصیت برای طبیعت داره وخودش هم خواص فیزیکی داره که کاری بهش نداریم .

فرزانه به خود ایمان دارد .
پس تلاش نمی کند تا خوشنودی دیگران را به دست آورد .
چون از خود خوشنود است .

باور به نور و روشنایی است

که شام تیره ؛ از دل شب یلدا ؛ جشن مهر و روشنایی به ما هدیه می دهد .
در مخالفت با آن تلاش نکن
شمعی روشن کن زیرا روشنایی خود به خود تاریکی را می زداید .
این اعمال خوبت نیست که تو را خوب جلوه می دهد
بلکه تو خودت خوبی

خاطره گل بندهای وابستگی ؛ رهایم نمی کند
زن بدون وابستگی هایش ؛ تهی می شود

آرامش محصول تفکر نیست !!
آرامش هنر نیندیشیدن به انبوه مسائلی ست که ارزش فکر کردن ندارد ...!!

لحظه هایت آرام
در قسمتی از آن که بشکل لجن درآمده ؛ گلهای زیبای نیلوفر سفید روییده
شاید لجن های پست این آبها ؛ به کامل ترین گل روی زمین خوراک می ده !
بین صدای باد و زوزه نیستان ؛ پرنده های وحشی لانه کردن

ذهنی که به سوی ایده ای تازه کشیده شود

هیچ گاه به معیارهای گذشته اش باز نمی گردد .
آزاد نشستنم به کنجی شرطی ست
دیوانه پریدنم به سویت ِ حرفی ست

من مرغ کدام باغ این مزرعه ام
هم مزرعه ِ هم شاخ و درختم ِ جعلی ست
فکر می کنم تا مدتی اونو به همه نشون می دادید ِ یعنی بله منم دارم پا به سن می گذارم !
خواهرم ۴ سالش بود که اولین موی سفیدرو روی سر مامان دید سریع این شعر رو خوند :
یه تار موی پیری ِ ببرمش با قیچی !
تو اون سن و سال دلش می خواست اون مو رو نابود کنه !
پیری مرزی هست که از رسیدن بهش واهمه داریم .

و برای رسیدن به مقصد خاصی سفر نمی کند .
هنرمند خوب به حس شهود خود اجازه می دهد تا او را به آنجا که می خواهد راهنمایی کند .
.jpg)
روزی که به مردی برخوری
که یاخته های تنت را به شعر بدل کند .
و با پیچش موهایت شعر بسازد
روزی که به مردی برخوری

بردبار و مهربان ِ با تاریخی باستانی
قدمت سرزمینم ، اجداد پدریم و صبوری برادرانم ،
همه و همه افتخار من است

معامله با تو ِ معامله با بادبادکی کاغذی
معامله با باد ِ سرگیجه ِ دریا
هیچ وقت با تو حس نکردم ِ با چیز ثابتی مواجه ام

نیروی مذکر را بشناسید
اما ارتباط خود را با انرژی مونث از دست ندهید .
جهان را با آغوش باز بپذیرید .
شما چون کودکی کوچک خواهید بود .

آسوده خاطر به کنجی نشسته ام
هزار هزار کبوتر آزاده را به تماشا نشسته ام
رنگین کمانی در آسمان نیلگون

جهان مقدس است !!!
نمی توان آن را بهبود بخشید .

چه چابکانه دوباره و هزار باره ؛ در کنج اندیشه ام نفوذ کرده است !
خنده ام می گیرد از دست خودم
گویی که ابلهانه باز به انتظار نشسته ام ...
در انتطار جان گرفتن هزار باره تنت !

داماد هنگام خواستگاری فقط یک سینی شلوار با بافتهای سنتی که قیمت هر کدام بالای 100 هزار تومن است به خانه عروس می بره ، اگه عروس سینی را برداشت هیچ کس حق دخالت در نطر عروس را نداره ♥
برای عروس فقط شبر بها در نطر گرفته میشه که نقدا" به خانواده اش پرداخت میشه !
با هزیته داماد حجله ای می سازند که داخلش تماما اینه کاری است و عروس و داماد باید 7 شبانه رور و طبق آیین جدید 3 شبانه روز انجا بمانند و داماد در این مدت با غذاهای محلی از مهمانان که پشت حجله مشعول پایکوبی هستند ؛ پذیرایی می کنه

لازم نیست برای شاد کردن یکدیگر تلاش ؛ کنیم ؛ کافیست بهم آزار نرسانیم !

من می روم تا که بشکل خدا شوم
احساس های گفته من در انظباط کامل است
شاید که این احساس ؛ نامش مراقبه است .

چه کسی گفته که شب زیبا نیست ؛ عشق در شب زیباست
حتما تا حالا در مورد سه روز در تاریکی فرو رفتن زمین ؛ شنیدید !
نه به باور کردن و نکردنش کاری دارم و نه به دلایلش !
ولی می دونم بیشتر بذرها در تاریکی رشد می کنن .

فردا هم به بی تو بودن عادت خواهم کرد
در آوردگاه خیالم ، تصویر محکمی از تو رد می شود .
نقاشی روشنی که رنگ خود را خواهد باخت !


فرزانه هر روز در سفر است ِ بدون اینکه خانه اش را ترک کند .
هر قدر هم که مناظر مقابلش باشکوه باشند
به آرامش او خدشه ای وارد نمی شود .

تو زیبایی ، و بالهایی بزرگ و قوی داری !
تصور گشایش آنها در بالای ابرها
پرشهای نازک باد میان پرهایت
تصور حرکات مغرورانه گردن بلندت

انسان خوب کسی نیست جز آموزگاری برای انسان بد !
انسان بد کسی نیست جز چالشی برای انسان خوب !

اگر جستجوی روحانی می توانست همچون بازی شطرنج ، فرمول داشته باشه بسیارسهل تر بود .
استادم با خنده پرسید :
می دانی فرمول از کجا می آید ؟

هرگز مگذار که از جستجو و طلب عشق دست برداریم
باشد که آتش عشق در قلب های ما فراگیر شود . آتش عشق است که بدی های ما را می سوزاند .


معنای آن صرفا" این است که خودتان را بدون قید و شرط و به همان صورتی که هستید دوست بدارید و قبول داشته باشید .

پنجره ای رو به روشنایی ها
یعنی برون شدن از خود نمایشی و غرق شدن در دنیای" نیمه هوشیاری " که هدایتت می کند .
آن لحظه که روحت بخاطر آورد ؛ تو خود جهان هستی ؛
تمام اوقات عمرت مراقبه خواهد بود .


این همان لحظه ای است که مبارزه تان پایان می یابد .
هنگامی که با شخص مهربانی روبه رو می شوی یک جاذبه باور نکردنی در او می یابی . مهربانی در این اشخاص آنچنان طبیعی است که خود آن را نمی بینند و زیرا برای مهربان بودن تلاشی به خرج نمی دهند
شفقت :
شفقت یک قدم از مهربانی فراتر است و همین نکته است که آن را کمیاب می نماید . آنان ان قدر از خود بی خود هستند که فراموش می کنند خود را به حساب آورند .



و رفتارهای کاری ما به دیدگاهمون بستگی داره ....
در هر صورت یک بازی از زندگی هست که اگر " جدی " بهش نگاه کنی ؛ شرایط کاریت "جدی" میشه !
اگه با شوخ طبعی یا مهربانی نگاه کنی ؛ همون شرایط عملی برات پیش می آد !
چون همیشه دیدگاه ما شرایط رو برامون مهیا می کنه .


اگر می خواهی بدانی کدام عمل است که احساس بد را از بین می برد ِ بدان که " احترام " است .
اگر برای دیگری احترام قایل باشی ِ ولئ با او در عدم توافق به سر بری ِ هنوز می توانی پیوند عاطفی برقرار کنی .

چه خوب است امواج درونمان را بهم نزدیکتر کنیم
با صدایی ملایم و دست در دست یکدیگر
دعای شامگاهان را سر دهیم
دعایی که می گوید : شب فرا رسیده است


این امتحان به صورت ناگهانی گرفته می شود.
می تواند هر زمانی از شما گرفته شود و بیشتر اوقات کاملا" غیر منتظره است و مهلت هیچ گونه تفکر و آماده سازی را نمی دهد .
اینجاست که خود به خود به همه اطرافیانتان نشان می دهید که چه قدرتی دارید !!!

قهقهه حاصل چیست ؟
یک خنده عمیق !
و خنده برخواسته از حس قشنگ رضایت .
یادش بخیر دائی جان برایم می خوند :

زمانی جلوتر از دیگران هستید .
زمانی عقب تر .
زمانی در حرکتید .
زمانی در استراحت .
زمانی قوی و نیرومندید .
زمانی خسته و بی حال .

.jpg)
ترس ِ هراس از عشق است .
ترس ِ هراس از دست دادن چیزهایی است که ما داریم و هستیم .

هر یک اصول و قوانین مختص به خود را دارند ولی یک روح ثابت در آن حاکم است .
و چند قانون ساده و اساسی مانند صداقت ؛ مهربانی ؛ راکد و خموده نبودن ؛ تلاش همیشگی برای شاداب بودن ؛ کار کردن روی اعتماد بنفس ؛ هدایتگر و جهت دهنده ( اسم مناسبتری براش پیدا نکردم ) پشتکار مفید .
و گاه صادقانه برای حفظ این اهداف خودم رو فریب می دم .
میشه نقشها رو زیاد یا کم کرد .
برخی رو زیادی جدی گرفت و یا کمتر بهش اهمیت داد .
ولی اساس کار روح حاکم بر اونه !

عشق پادزهر ترس است . هر احساسی را دگرگون می کند .
و آنچه می خواهیم بشویم - اگر چه ممکن است در برابر آن سخت مقاومت کنیم !
در حالی که نفس برای ایجاد جدایی تلاش به خرج می دهد ِ عشق می کوشد وحدت و شعف به وجود آورد .


همه دوست دارند که احساس مخصوصی داشته باشند . این است دلیل اینکه می خواهی همواره ادعا کنی که از دیگری بهتر هستی .
چرا ؟

مانند قایقی بدون پارو زن در جاری زندگی آرام بودم !
مدتیست با تلاشی عاشقانه ِ عصاره زیبایی از زندگی ِ برای عزیزانم ِ برای مونس های روحی ام مهیا می کنم و اینک حس کودکی را دارم که همه نیازش ِ غنودن است .

به همان اندازه که دیگران را مسوول مسایل خود می دانید

به همان اندازه ناامید می شوید .
میان آرزو و معجزات خداوند دیواری ست بنام اعتماد
پس اگر دوست داری به آرزوهایت برسی
.jpg)
و تنها به معجزه احتیاج داری
با تمام وجود به خدا اعتماد کن !
تشکر از ملاحت گلم ![]()
اما این نقابی بر حقیقتی ژرف تر است .
این نکته یکی دیگر از رازهای روح است که باید در مورد آن بدانیم .
عشق چیز گرانبهایی را به شما نشان می دهد که نمی توانی از حیرت درباره آن دست بکشی .
دوست داشتن کسی بخاطر روح او همچون یافتن جواهر باارشی است که ارزش آن در حد خیال انگیزی افزایش می یابد .

دوستان عزیز
این وبلاگ برای مدتی ِ بروز رسانی نمیشه . برای همه بهترین آرزوهای شادی بخش رو دارم
در پناه حق

من می توانم تو را خوشبخت کنم .
به هر جا که بنگری من آنجا خواهم بود و هر جا که من بنگرم تو را خواهم یافت .
عشق خانه ماست .
عشق تقاضا و دعوت مرد است و جرات و شهامت زن .
عشق به مرد می آموزد که چطور زن را ببیند و به زن می آموزد که در جستجوی مردش باشد .

طمع ِ خشم و جهل
انسان برای رهایی از این سه مایه عذاب باید بداند :

این اندوه به صورت احساس غم ِ هیجان شدید ِ ترس ِ احساس گناه ِ خشم و حتی نومیدی تجلی می یابد .
ما اغلب اوقات سعی در سرکوب این هیجانات داریم . زیرا بسیار دردناک است .


خدایا ِ بر آنانی رحم فرما که از هراس عشق می میرند و عشق را به نام عشقی برتر که نمی شناسندِ پس می زنند .
اتیسم شرایطی است که سبب می شود کودک به درون خود فرو رود و هیچ توجهی به دنیای بیرون خود نداشته باشد .
چنین کودکانی هیچ علاقه ای نسبت به دیگران نشان نمی دهند .

برای آن که انسانی کامل باشد باید دو صفت در او رشد یابد :
شفقت از یک سو فرزانگی از سوی دیگر
شفقت شامل : عشق ؛ نیکوکاری ؛ نیکی ؛ آسان گیری و همه خصایص عالی قلبی است .
فرزانگی به معنای جنبه دانشوری است .

زبان جسمی یک شخص آرام به این معنی است که دست و پای خود را در حال انقباض نگه نمی دارد .

به علت بی توجهی یک لنگه از کفش های نو او که به تازگی خریده بود از پنجره قطار بیرون افتاد .


هیچ احساس یا وضعیت بظاهر سعادت آمیزی ِ دایمی و ابدی نیست
دیر یا زود تغییری حاصل خواهد شد .
وقتی تغییر فرا رسد ِ درد و رنج و مشقت فرا رسیده است .
جهان یک جریان مداوم و ناپدار است .

آرام است و اسرار آمیز !
و این سحر ناشناخته مرا به سمت آرامش هدایت می کند .
بسوی اطمینان .
اینکه ...
اینک منم ِ حضور یکپارچه ام را شاهد باش !
و رها و آزاد در من فریاد بزن
صدایت در شبنم های درونم ذوب می شود .

انسانهايي وجود دارند كه زياده خواه اند و هيچگاه از آنچه دارند لذت نمي برند.
اگر چيزي كه خواهان آن هستند در اختيارشان قرار گيرد، باز هم بيشتر خواهند خواست و از آن لذت نخواهند برد.
لذت بردن از زندگي را تا پايان عمر به زمان آينده موكول خواهند ساخت. زندگي آنان چيزي نيست مگر به تعويق انداختن هاي مكرر. هميشه فرداست و فردا.
امروز بايد كار كنند. امروز بايد پول در آورند. فردا خوشي خواهند كرد. فردا لذت خواهند برد. اما اين فردا هرگز نخواهد رسيد، زيرا هميشه امروز است.

کسی که در عشق شادی می یابد

در خدا شادی می یابد
چرا که خدا عشق است .

خداوند در شب بیداری ها با توست و اشک هایت را با عشق خود پاک می کند .

کسی که عاشق می شود ِ دنیا را فتح می کند و باکی از این که چیزی را از دست بدهد ِ ندارد .

هر چه عشق بورزیم ِ به معنویت نزدیک تر می شویم زیرا بذر رشد ما در عشق کاشته
می شود .
لحظه ای صرف وقت کن و تمام نعمت های زندگی خودت را فهرست کن . این سخن بسیار مهم است !
بیشتر مردم زندگی را فقط برای خود می خواهند و مایلند هر چه بیشتر به چنگ بیاورند . با این روحیه ؛ زندگی دیگر هدیه به حساب نمی آید بلکه بیشتر شبیه قاپیدن از دیگری است .

چرا که عشق باارزش ترین چیزی است که در وجود انسانهاست ؛ آنها را بهم نزدیک می نماید .

انسان موجودی عجیب است - خیلی عجیب

زیرا او کارش را فریفتن دیگران آغاز می کند و با فریفتن خود پایان می دهد
وقتی در اعماق روحمان به چیزی ایمان داریم
خود را از همه دنیا قوی تر حس می کنیم .

در یک روز تو نمی توانی پول زیادی روی هم بگذاری ؛ اما این راز ثروتمندی نیست .
تا هر زمان که بتوانی از جریان وفور نعمت طبیعت برخوردار باشی ؛ تو ثروتمند خواهی بود ؛ نه فردا و نه سال دیگر بلکه در همین لحظه !!!

خورشید و اقیانوس در برابر آنچه شما هستید بهایی ندارند .

زیر گلهای رز تابستانی
زمانی که رزهای معطر سرخ رنگ در تاریکی برگهای قرمز جنگلی پنهان می شوند .
عشق ؛ با دستان کوچکش به سوی تو می آید

بهترین شیوه نابود کردن پل میان جهان مرئی و نامرئی

تلاش برای تفسیر احساسات است .
گویی به زبانی شروع به نوشتن کردم که به طور ناگهانی آن را آموختم

آن موجود نام مناسبی ندارد .
آن همان درخشش شادی است که در چشمان کسی که دوستش داری دیده می شود .
آن همان راهی است که قلب تو برفراز آبهای دریا طی مسیر می کند .

هرگز مقصدی ناچیز را دنبال نمی کند . باشد که همه موجودات به نیکبختی و صلح برسند .
.gif)

این که تصور کند رویاها غیرممکن هستند
![]()
اگر می خواهید خود را تسلیم چند چیز بکنید

نخست تسلیم عشق شوید .
خدایا !
قلبم تشنه ی نور توست !
هر روز در افکارم و آرزوهایم به سوی من بیا
در رویاهایم ؛ در خنده ی نشسته بر لبانم

مانند تشنه ای است که آب شور بنوشد !
او بدین آشامیدن سیراب نشود .
بلکه تشگی اش افزون شود .

مظلومه و بی دردسر !
به حسم فکر نمی کنم ، حتی نمیدونم چقدر دوستش دارم ؟
لحظات را کنارش می گذرونم و نهایت تلاشم صبور بودنه !
از خودم می پرسم ازش چی یاد گرفتم ؟

بدترین راه حفظ یک ازدواج ِ محروم کردن دیگری از آزادی هایش می باشد

و اگر حقیقتا" قصد دارید عشق ورزی را بیاموزید ِ یاد بگیرید که آزاد باشید .
ذهن :
هر چه بیشتر در مورد زندگی و روح بدانی به لحاظ ذهنی پیشرفت بیشتری خواهی کرد .
جسم :
اگر در این جهان احساس سبکی ؛ آزادی و سلامتی کنی به لحاظ جسمی پیشرفت می کنی .

خواهی نخواهی پرتوهای روشن ؛ کمرنگ می شوند و این قانون طبیعت است .
طولانی ترین روز تابستانی نیز ؛ شبی ملایم به همراه دارد .
من نیاز به خواب دارم ؛ یک بی خبری کوتاه !
گویا خداوند منتطر است اندکی بیخود شده از خود مرا در آغوش کشد .

خلاقیت یعنی دیدن چیزی که پیشاپیش وجود ندارد .

باید دریابید چگونه می توانید آن را به هستی فراخوانید و به این ترتیب همبازی هستی شوید .
