طراح سرنوشت

شما طراح سرنوشت خویش هستید .

مولف آن هستید .

ادامه نوشته

تجسم

 یه روز هستی به خودش گفت :

" وقتشه که یه کمی تفریح کنیم "

ادامه نوشته

مراقبت خداوند

خداوند از شما مراقبت می کند

اگر از او درخواست کنید ِ به شما خواهد گفت که به چه جاهایی نروید .

ادامه نوشته

هدیه

 اکثر خانمها احساس می کنند که بیش از سهم خود در زندگی برای مردان مایه گذاشته اند و روز تولدشان یا سایر مناسبت ها را فرصتی برای مردانشان می دانند تا توجه بیشتری برای جبران تلاش همسرشان نشان دهند .

ادامه نوشته

ای برادر تو همه اندیشه ای

اکر بخواهیم زندگی را جمع بندی کنیم ِ مطلب را اینگونه خلاصه می کنم :

انسان تبدیل به آن چیزی می شود که به آن می اندیشد .

ای برادر تو همه اندیشه ای

مابقی را استخوان و ریشه ای

اینجا جهانیست که " معجزات " هر روز واقع می شوند

ادامه نوشته

پذیرش

حقیقتی که دل به آن گواهی می دهد . باید پذیرفت !

هر چند چشم ندیده باشد .

ادامه نوشته

یک چیز

یک لحظه به این مطلب بیاندیشید !

به دست خود نگاه کنید . به نظر جامد می آید ولی واقعا" اینطور نیست .

ادامه نوشته

مهربانی را بیاموزیم

مهربانی را بیاموزیم

موسم نيلوفران در پشت در مانده است

ادامه نوشته

روز خیام !

در کارگه کوزه گری رفتم دوش ----------------دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش ---------------------کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

امتحان استقامت

به یاد داشته باشید که همه زندگی ؛ یک امتحان است و برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید در " امتحان استقامت " قبول شوید .

ادامه نوشته

روزی خدا

آیا شنیده اید که می گویند خداوند روزی را صبح پخش می کند ؟

ادامه نوشته

اعماق هستی

در اعماق هستی شما ِ نور هستی خالص ِ عشق خالص و شادی خالص نهفته است .

وقتی شما از این جا به دنیا نگاه می کنید ِ دنیای جدیدی به روی تان گشوده می شود .

این دنیا بی حد و مرز ِ بی انتها ِ ابدی و شادی بخش است و این می تواند دنیای شما باشد .

البته اگر آن را بخواهید .

ادامه نوشته

هستی در می زنه !

تق تق منم هستی !

شایعه ای شنیدم

برای اینکه چیزی رو به دست بیاری ؛ کافیه که چشم هاتو ببندی - تا سه بشماری

ادامه نوشته

برای چه اینجا هستیم ؟

ما انسانها اینجا هستیم تا یگانگی و یکپارچگی نخستین خود را مجدد به یاد آوریم .

همه ی ما در برخی حالات این احساس را تجربه می کنیم . چنانچه دقت کرده باشید این حقیقت را به خوبی دریافته اید که عشق ورزیدن به بچه ها کار بسیار ساده و راحتی است .بچه ها را به راحتی می توان غیرمشروط دوست داشت .

 

ادامه نوشته

زندگی

در زندگی باید خوش بود . باید لحظه لحظه های زندگی را با شادی سپری کرد خداوند این زندگی را آفریده است وگرنه این گلها و رنگین کمان و پروانه ها برای چه وجود دارند ؟

 

ادامه نوشته

انتخابها

هر صبح  به آینه بنگرید و به خلقت و قدرت آفریده شدن خود ببالید .

 دو راه پیش روی شما قرار گرفته ؛ حق انتخاب با خودتان است :

ادامه نوشته

بی نیاز

گر بدانگونه که بايست به بار آيد ،

زندگی را به دل انگيزترين چهره بيارايد .

آنچنان با تو درآميزد اين روح لطيف ،

ادامه نوشته

خویشتن داری

زندگی می کوشد به ما بیاموزد چگونه دریچه را بگشاییم و آن بخشهای وجودمان را که از آنها می هراسیم یا نازیبا و نکوهیده می پنداریم ببینیم .

زندگی به ما کمک می کند تا جنبه های نهفته وجودمان را کشف کنیم .

ادامه نوشته

فرصتهای آینده

تدارک امروز - پیشرفت فردا را تعیین می کند .

هر روز را این گونه زندگی کنید که برای فرصتهای فراوانی که در راه هستند -آماده شوید.

کوزه

باز آمدم از چشمه خواب ِ کوزه تر در دستم .

مرغانی می خواندند .

ادامه نوشته

خدایا !

چنان کن روزهای عمرم در انجام دادن کاری سپری شود که - مرا بخاطر آن آفریدی !

آمین

قسم

 تو دعوت کن مرا با خود به اشکی

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
 
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
 
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم،
 
خدایی عالمی دارد !!!
  
ادامه نوشته

سفرنامه

از سفر کاملا" خصوصی تان با خداوند ِ نشریه ای تهیه کنید .

ادامه نوشته

فرایند شفای خلاقیت

بسیاری از ما آرزو می کنیم که خلاقتر بودیم .

گویی رویاهایمان از ما می گریزند !!

خواهان چیزی هستیم که شاید بتوان آن را خلاقانه زیستن خواند .

ادامه نوشته

احساسی که در واقعیت نمی گنجد

 زندگی؛  شبیه یک خواب آرام می شود  و رویدادهایش رویاهای تو

رویا یکی پس از دیگری می آید و می رود ....تو غرق در آن هستی

چشمانت مخمور است ...مخمور از رخدادهای عشق !

ادامه نوشته

دوستی با خدا

جوانمرد می گفت : عمری است که از خدا شرمنده ام - زیرا روزی ادعای دوستی خدا را کردم و گفتم :

خدایا ِ ۶۰ سال است که در دوستی تو را می زنم و در شوق تو می سوزم و تو پاسخی نمی دهی .

ادامه نوشته

آواز پرنده

مانند پرنده ای باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشیند و آواز می خواند

 احساس سرما می کند شاخه می لرزد .

ولی با این حال به آواز خواندن خود ادامه می دهد .

ادامه نوشته

مراقبه

مراقبه زمان آرام بودن است . هنگامه ای که ذهن از وابستگی به مهملات دنیای رو به جنون آزاد می شود .

 

ادامه نوشته

فکر

آنچه اهمیت دارد آن است :

فقط درباره چیزی که دوست دارید ِ فکر کنید . نه آنچه که می ترسید .

امروز طوری خواهم زیست که گویی آخرین روز زندگی من است .

دیروز را فراموش می کنم و به فردا هم فکر نمی کنم .

چرا هنگامی که اکنون را دارم باید به شایدها فکر کنم ؟

آیا هنگامی که در جاده ی امروز قدم می زنم می توانم کارهای فردا را انجام دهم ؟

ادامه نوشته

عشق زندگی من از من آغاز می شود

خود را دوست بدارید ِ همسایه تان را دوست بدارید ِ

اما با خود شیفتگی آغاز کنید .

تا وقتی دوست داشتن خود را آغاز نکنید ِ نمی توانید دیگران را دوست بدارید .

ادامه نوشته

ارتعاش

 دنیا ارتعاش بی نهایت است و این تصویری است که ما از دنیا داریم .

وقتی بی نهایت ارتعاش پیدا می کند ؛ دنیا ها یا عوالم به وجود می آیند . وقتی بی نهایت ؛ ارتعاش ندارد ؛ دنیاها ظاهرا" فرو می روند .

ادامه نوشته

تا باد چنین بادا

در سخاوتمندی و بخشش همچون آب روان باش.

در شفقت و مهربانی همچون خورشید باش.

در پوشاندن عیب های دیگران همچون شب باش.

در خشم و عصبانیت همچون مرده باش.

Floating in Pink, Firefox Persona, lake, pink, reeds, rocks, spring, summer, swans, twilight

ادامه نوشته

امتحان کن !

به آن صدای آهسته و ملایم اعتماد کنید که می گوید :

امتحانش می کنم ِ شاید هم خوب از آب درآید .

ادامه نوشته

خدایا ! به من توان ده ....

این است ستایش من برای تو ِ خداوندگارا !  

ادامه نوشته

رای دل

رفت عمرم بر سر سودای دل

وز غم دل نیستم پروای دل

دل به قصد جان من برخاسته

من نشسته تا چه باشد رای دل

مولانا

                           شادمانی تو تمام نیاز من است .

مادرم دوستت دارم - روزت مبارک

مادرم شبیه یک درخت میوه است زیرا قوی ِ بلند و بزرگ است .

مادرم مثل صبح است زیرا مثل خورشید طلوع می کند .

مادرم شبیه رعد است زیرا بعضی اوقات از من عصبانی می شود .

ادامه نوشته

نهنگ دریای اندوه

خدا گفت : دریای اندوه شدی ِ ای جوانمرد

اما این دریا مهیب است .

ادامه نوشته

حضور خدا و عشق

وقتی ما عاشق می شویم

خدا را حاضر می سازیم و می توانیم او را در دلمان لمس کنیم .

ما از طریق عشق می توانیم صدای او را در ژرفای دلمان بشنویم و عظمت ما به عنوان یک  انسان در همین است .

ادامه نوشته

خدایت را باور کن ...

این اطمینانی ست که از نزدیکی با خدا به دست می آوریم .

اگر خواست او را بخواهیم ؛ صدایمان را می شنود .

به هنگام نماز گزاردن ؛ وقتی که دست ها را برهم می گذارید ؛ خدا بازوانش را می گشاید .

وقتی که طلب می کنید ؛ باید باور داشته باشید و شک نکنید .

ادامه نوشته

به فرایند زندگی اعتماد می کنم

ممکن است به واقعه ای از گذشته توجه کنم -به آن جایی که درد و آزردگی وجود داشت - از خود

 می پرسم :

چه مدت می خواهم به این موضوع اهمیت دهم ؟

ادامه نوشته

راز تناسب اندام

چرا در طبیعت هرگز اتفاق نمی افتد که حیوانی چون شیر و پلنگ و آهو چاق شوند ؟

پاسخ به این سوال علت چاق شدن انسانها را بهتر نشان می دهد .

در دنیای وحش تنوع غذایی زیادی برای جاندار وجود ندارد .

ادامه نوشته

روح کجاست ؟

 این تصور بسیار غلطی است که روح در جسم زندگی می کند .

مردم می گویند : این شخص مرده و روحش از جسم او بیرون رفته .

ولی اینطور نیست . روح در درون بدن نتیست .

ادامه نوشته

فقیر و غنی

تفاوت افراد فقیر و غنی این است :

افراد فقیر اول خرج می کنند و هر چه باقی ماند ذخیره می کنند .

ادامه نوشته

به خدا بسپار

به او اعتماد کن !

وقتی که تردیدهای تیره به تو هجوم می آورد به او اعتماد کن !

وقتی که نیرویت کم است . به او اعتماد کن !

ادامه نوشته

سیاه وسفید

به یاد دارم که با یکی از همکلاسی هایم بر سر موضوعی بحث شدیدی داشتیم .

آموزگار ما تصمیم گرفت که با حل مشکلمان درس خوبی به ما بدهد. او ما را در دو طرف میزش نشاند و یک لیوان بزرگ سفالی را وسط میز گذاشت . لیوان به رنگ مشکی بود . بعد از من پرسید لیوان چه رنگی است و من پاسخ دادم  مشکی .

ادامه نوشته

مامان فرشته

قلب کودک پر رنج و اندوه شد و گفت : من خیلی می ترسم ؛ خواهش می کنم من را به آنجا نفرست و بگذار این جا پیش تو بمانم !

پروردگار تبسمی کرد و گفت : نترس من با شما هستم .می شنوم و می بینم .

ادامه نوشته

بیمار

آن مرد طبیب بود و می گفت : جهان بیمارستانی است بی سر و سامان !

هر کس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد .

ادامه نوشته

تلخ  و شیرین

خدا گفت  : دو راه است که به ندرت کسی از آن می گذرد . یکی راه اندوه .

اندوهی تلخ و اندوهی سخت و اندوهی سنگین .

و دیگری راه شادی ؛ شادی شیرین و شادی سخت و شادی سنگین .

کمتر کسی است که تلخی محض و شیرینی ناب را تاب بیاورد .

ادامه نوشته

فرش گرانبها

از گره های بیشمار زندگی گله مکن آن بافنده ی آفریننده می داند حاصل صبر بر این

گره ها فرشی گران بها خواهد شد .

 

 

من از کجا آمده ام ؟

من از جایی نیامده ام ؛ چون همیشه همین جا بوده ام .

بدن می آید و می رود ولی من همیشه اینجا هستم .

ادامه نوشته

چه اتفاقی برایم می افتد وقتی می میرم ؟

هیچ اتفاقی نمی افتد چون من نمی میرم .

هشیاری خالص نمی تواند از بین برود ؛ فقط می تواند تجلی پیدا کند .

ادامه نوشته

شما با خودتان چه می کنید ؟

یک شمش آهن را در نظر بگیرید که ارزش آن حدود ۵ دلار است .

اگر از این شمش آهن در کوره آهنگری ِ نعل اسب بسازید ِ ارزش نعل های ساخته شده تقریبا" ۲۰ دلار خواهد بود .

ادامه نوشته

مادر

حس زیبایی که در زن به غریزه نهفته است . 

دوست دارد مراقبت کند و درک کند وجود نازنینی را .

حسی بی ریا و بدون چشمداشت !

ادامه نوشته

هدفم در زندگی چیست ؟

شاد باشم

شادمانه در خلقت و تکامل عالم هستی شرکت کنم .

ادامه نوشته

معجزه اراده

این داستان مربوط به نابغه مکانیک " هوندا " می باشد .

زمانی که هوندا دانش آموز بود ِاز نظر فیزیکی بسیار ضعیف بود .

یک روز به فکر آموختن شنا افتاد . همکلاسی او گفت : این که کاری ندارد ِ فقط یک ماهی مداکا ( ماهی سیاه وبدمزه که شبیه قورباغه است ) را بگیر و قورت بده . آن وقت خود به خود شنا یاد می گیری !

ادامه نوشته

افکار تکراری

جسم – ذهن بخشی از میدان آگاهی هشیار است که قدرت درک دارد .

یعنی افکار ما در حال تبادل انرژی و اطلاعات با عالم هستی می باشند .

و این کار ناهشیارانه انجام می شود .

ادامه نوشته

مقصود

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

دیوانه نیم من که روم خانه به خانه

سپاس بخاطر امروز !

من زندگی می کنم و زندگی چیزی نیست بجز اندازه گیری زمان .

اگر امروز را تباه کنم ِ آخرین صفحه از زندگیم را تباه کرده ام .پس باید از ساعت های زندگی مراقبت کنم زیرا دیگر باز نمی گردند .

امروز را نمی توان پس انداز کرد و فردا از آن استفاده نمود ِ همانطور که باد را نمی توان به دام انداخت .

ادامه نوشته

اندازه گیری خدا

هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد

متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش !

حس بشر دوستی

عالم هستی به قضاوت از ما نمی پردازد....

تنها می تواند نتایج اعمال ما را به همراه دروسی معنوی- آشکار سازد ِ تا بتوانیم خود را متعادل ساخته و از طریق علت و معلول ِ چیزهایی بیاموزیم .

ادامه نوشته

نیایش ساده جی پی واسوانی عزیزم

 دریا بی کران است و زورق من کوچک

به تو توکل می کنم که همه کس را حمایت می کنی

ادامه نوشته

سوپ انرژی

عالم هستی در واقع همانند سوپ انرژی است .

و ما این سوپ انرژی را با حواس پنچ گانه هضم و بعد در آگاهی مان به یک واقعیت مادی تبدیل می کنیم .

ادامه نوشته

مجوز موفقیت

انتظار نداشته باشید که خداوند از آسمان پایین بیاید و به شما مجوز موفقیت بدهد ؛ کسی که باید مجوز را صادر کند خود شما هستید .

ادامه نوشته

آغاز روز

آن گونه که روزمان را آغاز می کنیم ؛ آهنگ تجربیاتی را که دنبال خواهیم کرد و چگونگی واکنش مان به آن ها را تعیین می کند .

من همچنین دوست دارم که روزم را نیز با افکاری تعالی بخش به اتمام برسانم .

ادامه نوشته

من در همه سطوح خودم را شفا می بخشم

 اکنون زمان همدلی و شفقت و زمان شفا یافتن است .

من به درون سفر می کنم و با آن بخش از وجودم که می داند چگونه شفا دهد ؛ ارتباط برقرار می کنم .

این کار شدنی است .

ادامه نوشته

دعا

دعا ارتباط روح فرد با روح کل است .

از این رو سکوت و خاموشی درون لازم است .

.

ادامه نوشته

شادی و تحقق آرزو

شادی مرتبه ای از هوشیاری است که به طور بالقوه در درون ما حضور دارد ؛  اغلب با انحرافات پوشیده شده است .

دقیقا" همان گونه که طلوع بدیع خورشید ممکن است در پس ابرها مخفی شود .

ادامه نوشته

راز زندگی

پیرمرد به پسر گفت راز زندگی در چهار کلمه خلاصه می شود

اولین کلمه    اندیشیدن است . به ارزش هایی فکر کن که دلت می خواهد زندگی ات را بر پایه آنها بسازی .

دومین کلمه باور داشتن است . وقتی همه آن ارزش ها را مشخص کردی ِ حالا خودت را باور کن

ادامه نوشته

بتاز ای اسب سرکش ♥

خیالم که عاشق شد ِ اسب سرکشی می شوم که شروع به تاخت کرده .

حتی نمی دانم مانع بعدی کجاست !!!

آیا چگونه پریدنش را می دانم ؟

در پناه خداوند عشق ....

چه حالی داره وقتی صدای نفس هاش رو می شنوی .

دانه های درشت عرق روی گردنش !

بوی طبیعت ِ سرخوشم می کنه

ادامه نوشته

مدیتیشن و عشق

مدیتیشن ‌یعنی خودتان باشید 

 عشق ‌یعنی سهیم شدن وجود خود با دیگری .

ادامه نوشته

شکرگزاری

هر صبح که از خواب بر می خیزم و به صبح دلپذیر چشم می گشاییم ...

از اینکه زنده ایم و روز دیگری را شروع می کنیم و بار دیگر با نعمات و مواهب دنیا برای فرو نشاندن عطش خود بهره می جوییم ...

ادامه نوشته

پایان شب

استادی شاگردانش را جمع کرد و از آنها پرسید :

چگونه می توانیم لحظه دقیق پایان شب و شروع روز را تشخیص بدهیم ؟

ادامه نوشته

زشت را زیبا دیدم

نسیم آسا از این صحرا گذشتیم

سبک رفتار و بی پروا گذشتیم

ادامه نوشته

تبریک روز معلم

عارفان علـم عاشـق می شوند   /   بهـترین مردم معلـم می شـوند

عشق با دانش متمم می شود   /    هر که عاشق شد معلم می شود

روز معلم مبارک

.

 

عشق -خنده - دعا

خدایا ! مرا متبرک گردان تا عشق ورزیدن و خندیدن را بیاموزم

ادامه نوشته

اسب سرکش

عشق !  اسبی چموش است

مهارش را رها کن !

مگر می توان جسارت را به بند کشید ؟

ادامه نوشته

نکته کلیدی !!!!

در طول زندگی

به یاری آن حضور آگاه درونی ات

آن وجود معنوی بازیگوش که خود واقعی توست  ؛ رهنمون می شود .

ادامه نوشته

شادی و رنج

نمی توانم باور کنم که این عالم اسرار آمیز بر محور رنج بچرخد .

ادامه نوشته

پرنده

درمیان دستانت

مرا لمس می کنی 

ادامه نوشته

انسان دگرگون شده

سخنان شمس تبریزی با پدر در مورد دگرگونی خویش :

--تو مانند مرغ خانگی هستی که زیر وی ؛ در میان چندین تخم مرغ ؛ یکی دو تخم مرغابی نیز نهاده باشند . جوجگان چون به در آیند ؛ همه بسوی آب می روند . لیکن جوجه مرغابی ؛ برروی آب می رود و مرغ ماکیان و جوجگان دیگر ؛ همه بر کنار آب ؛ فرو در می مانند .

ادامه نوشته

در جهانم همه چیز نیکوست !

من با قدرتی که مرا آفرید یگانه ام .

همه عوامل موفقیت درون من است .

ادامه نوشته

زندگی به ما کمک می کند ....

اصلی ساده و جهانی وجود دارد :

هر چه در عالم هست می خواهد پذیرفته شود .

همه جنبه های آفرینش می خواهند مورد محبت و قدردانی قرار گیرند .

ادامه نوشته

جادوگر

بعضی وقتا خوبه چشماتو ببندی

و توی اون تاریکی به خودت بگی :

من یک جادوگرم !!!

ادامه نوشته

خودشناسی از روی امضا

کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .

کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .

ادامه نوشته

تصویر

هر فرد و هر رخدادی در زندگی ات ِ هست

چون تو تصویرش کرده ای !

آنچه بر می گزینی با آنان انجام دهی

به تو بستگی دارد !

ادامه نوشته

یک استکان نور

یک قاشق چایخوری عشق

قد کف دست آسمان را

با چند پربال کبوتر

ادامه نوشته

سیراب شو  ♥

پاهایی بی رمق ...

خستگی مرا موج می زند ! 

تو اوج گرفته ای .

می دانی چگونه از من مست شوی .

ایرادی ندارد من آماده ام .

اصلا" برای همین آمده ام .

بیا جلو  ؛ بیا جلو با هر نامی که دوست داری .

مهربانانه در آغوشت می گیرم و حدودم را خواهی شناخت  .

خدایا شکرت چه خوب از من مراقبت می کنی .

هزاران شکر .

از فردا .....

شاید شما واقعا" در اشتیاقی شدید برای به دست آوردن موفقیت می سوزید !

اما یک اشتیاق سوزنده برای به دست آوردن موفقیت ؛ کافی نیست !

برای این قبیل افراد فردا روز بزرگی است و فردا هرگز نمی آید !

ادامه نوشته

خانه دوست کجاست ؟

در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید .

ادامه نوشته

آموزش

ما نمی توانیم چیزی به انسان ها بیاموزیم

ادامه نوشته

صداقت

وقتی واقعا" با خودمان صادقیم باید اقرار کنیم که زندگیمان تماما" به خودمان متعلق است .

ادامه نوشته

اعتیاد به کار

اعتیاد به کار مانند هر نوع اعتیاد دیگر ِ نیروی خلاق را بند می آورد !!

معتاد به کار علایم نیروی خلاق را با سر و صدایی که خودش ایجاد کرده مختل می کند !

این نوع اعتیاد هنوز در جامعه ما مورد حمایت فراوان قرار می گیرد . حقیقت این است که بسیاری از مواقع کار می کنیم تا از خودمان یا همسرمان یا احساسهایمان بپرهیزیم !

ادامه نوشته

فیلسوف و رفتگر

فیلسوفی به رفتگر خیابان گفت :

بر تو نگرانم ِ تو شغل کثیف و دشواری داری !

ادامه نوشته

کارهای تکراری

انیشتین غضب آلود پرسید : چرا بهترین اندیشه هایم زیر دوش  به سراغم می آید ؟

اکنون تحقیقاتی که درباره مغز انجام گرفته به ما می گوید علت آن این است که دوش گرفتن فعالیتی مربوط به " مغز هنرمند " است .

ادامه نوشته

صبر

هر کاری ِ بنا به زمان و موعد مقرر ِ به مرحله اجرا در می آید .

هیچ کسی نمی تواند به زندگی خود فشار بیاورد و بر اساس برنامه و زمان بندی که خود تعیین کرده است ِ به زیستن ادامه دهد .

ادامه نوشته

نیایش بامزه !

کشیشی در یک صبح به قصد شکار حرکت کرد بعد از ساعتی ؛ چند کبک با تفنگ خود زد .

در راهش به سوی مقصد ؛ با یک خرس خاکستری روبرو شد .

ادامه نوشته

چهار سخن

زاهدی می گوید : چهار نفر مراسخت تکان داد

اول :

مرد فاسدی که از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت : ای شیخ ِ خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد بود

 

ادامه نوشته