طراح سرنوشت
شما طراح سرنوشت خویش هستید .
مولف آن هستید .

شما طراح سرنوشت خویش هستید .
مولف آن هستید .

یه روز هستی به خودش گفت :
" وقتشه که یه کمی تفریح کنیم "
اگر از او درخواست کنید ِ به شما خواهد گفت که به چه جاهایی نروید .

اکثر خانمها احساس می کنند که بیش از سهم خود در زندگی برای مردان مایه گذاشته اند و روز تولدشان یا سایر مناسبت ها را فرصتی برای مردانشان می دانند تا توجه بیشتری برای جبران تلاش همسرشان نشان دهند .
انسان تبدیل به آن چیزی می شود که به آن می اندیشد .
ای برادر تو همه اندیشه ای
مابقی را استخوان و ریشه ای
اینجا جهانیست که " معجزات " هر روز واقع می شوند

هر چند چشم ندیده باشد .

به دست خود نگاه کنید . به نظر جامد می آید ولی واقعا" اینطور نیست .

مهربانی را بیاموزیم
موسم نيلوفران در پشت در مانده است

در کارگه کوزه گری رفتم دوش ----------------دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش ---------------------کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
به یاد داشته باشید که همه زندگی ؛ یک امتحان است و برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید در " امتحان استقامت " قبول شوید .

آیا شنیده اید که می گویند خداوند روزی را صبح پخش می کند ؟

وقتی شما از این جا به دنیا نگاه می کنید ِ دنیای جدیدی به روی تان گشوده می شود .
این دنیا بی حد و مرز ِ بی انتها ِ ابدی و شادی بخش است و این می تواند دنیای شما باشد .
البته اگر آن را بخواهید .

تق تق منم هستی !
شایعه ای شنیدم
برای اینکه چیزی رو به دست بیاری ؛ کافیه که چشم هاتو ببندی - تا سه بشماری

ما انسانها اینجا هستیم تا یگانگی و یکپارچگی نخستین خود را مجدد به یاد آوریم .
همه ی ما در برخی حالات این احساس را تجربه می کنیم . چنانچه دقت کرده باشید این حقیقت را به خوبی دریافته اید که عشق ورزیدن به بچه ها کار بسیار ساده و راحتی است .بچه ها را به راحتی می توان غیرمشروط دوست داشت .

در زندگی باید خوش بود . باید لحظه لحظه های زندگی را با شادی سپری کرد خداوند این زندگی را آفریده است وگرنه این گلها و رنگین کمان و پروانه ها برای چه وجود دارند ؟

هر صبح به آینه بنگرید و به خلقت و قدرت آفریده شدن خود ببالید .
دو راه پیش روی شما قرار گرفته ؛ حق انتخاب با خودتان است :
گر بدانگونه که بايست به بار آيد ،
زندگی را به دل انگيزترين چهره بيارايد .
آنچنان با تو درآميزد اين روح لطيف ،
![]()
زندگی می کوشد به ما بیاموزد چگونه دریچه را بگشاییم و آن بخشهای وجودمان را که از آنها می هراسیم یا نازیبا و نکوهیده می پنداریم ببینیم .
زندگی به ما کمک می کند تا جنبه های نهفته وجودمان را کشف کنیم .

تدارک امروز - پیشرفت فردا را تعیین می کند .
هر روز را این گونه زندگی کنید که برای فرصتهای فراوانی که در راه هستند -آماده شوید.

باز آمدم از چشمه خواب ِ کوزه تر در دستم .
مرغانی می خواندند .

چنان کن روزهای عمرم در انجام دادن کاری سپری شود که - مرا بخاطر آن آفریدی !
آمین ![]()

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

گویی رویاهایمان از ما می گریزند !!
خواهان چیزی هستیم که شاید بتوان آن را خلاقانه زیستن خواند .
.jpg)
زندگی؛ شبیه یک خواب آرام می شود و رویدادهایش رویاهای تو
رویا یکی پس از دیگری می آید و می رود ....تو غرق در آن هستی
چشمانت مخمور است ...مخمور از رخدادهای عشق !

خدایا ِ ۶۰ سال است که در دوستی تو را می زنم و در شوق تو می سوزم و تو پاسخی نمی دهی .

احساس سرما می کند شاخه می لرزد .
ولی با این حال به آواز خواندن خود ادامه می دهد .
.jpg)

آنچه اهمیت دارد آن است :
فقط درباره چیزی که دوست دارید ِ فکر کنید . نه آنچه که می ترسید .

چرا هنگامی که اکنون را دارم باید به شایدها فکر کنم ؟
آیا هنگامی که در جاده ی امروز قدم می زنم می توانم کارهای فردا را انجام دهم ؟

اما با خود شیفتگی آغاز کنید .
تا وقتی دوست داشتن خود را آغاز نکنید ِ نمی توانید دیگران را دوست بدارید .

دنیا ارتعاش بی نهایت است و این تصویری است که ما از دنیا داریم .
وقتی بی نهایت ارتعاش پیدا می کند ؛ دنیا ها یا عوالم به وجود می آیند . وقتی بی نهایت ؛ ارتعاش ندارد ؛ دنیاها ظاهرا" فرو می روند .

در سخاوتمندی و بخشش همچون آب روان باش.
در شفقت و مهربانی همچون خورشید باش.
در پوشاندن عیب های دیگران همچون شب باش.
در خشم و عصبانیت همچون مرده باش.
امتحانش می کنم ِ شاید هم خوب از آب درآید .

این است ستایش من برای تو ِ خداوندگارا !
رفت عمرم بر سر سودای دل
وز غم دل نیستم پروای دل

دل به قصد جان من برخاسته
من نشسته تا چه باشد رای دل
مولانا
مادرم مثل صبح است زیرا مثل خورشید طلوع می کند .
مادرم شبیه رعد است زیرا بعضی اوقات از من عصبانی می شود .
خدا گفت : دریای اندوه شدی ِ ای جوانمرد
اما این دریا مهیب است .
.jpg)
وقتی ما عاشق می شویم
خدا را حاضر می سازیم و می توانیم او را در دلمان لمس کنیم .
ما از طریق عشق می توانیم صدای او را در ژرفای دلمان بشنویم و عظمت ما به عنوان یک انسان در همین است .

اگر خواست او را بخواهیم ؛ صدایمان را می شنود .
به هنگام نماز گزاردن ؛ وقتی که دست ها را برهم می گذارید ؛ خدا بازوانش را می گشاید .
وقتی که طلب می کنید ؛ باید باور داشته باشید و شک نکنید .

می پرسم :
چه مدت می خواهم به این موضوع اهمیت دهم ؟

چرا در طبیعت هرگز اتفاق نمی افتد که حیوانی چون شیر و پلنگ و آهو چاق شوند ؟
پاسخ به این سوال علت چاق شدن انسانها را بهتر نشان می دهد .
در دنیای وحش تنوع غذایی زیادی برای جاندار وجود ندارد .
این تصور بسیار غلطی است که روح در جسم زندگی می کند .
مردم می گویند : این شخص مرده و روحش از جسم او بیرون رفته .
ولی اینطور نیست . روح در درون بدن نتیست .

افراد فقیر اول خرج می کنند و هر چه باقی ماند ذخیره می کنند .

وقتی که تردیدهای تیره به تو هجوم می آورد به او اعتماد کن !
وقتی که نیرویت کم است . به او اعتماد کن !

به یاد دارم که با یکی از همکلاسی هایم بر سر موضوعی بحث شدیدی داشتیم .
آموزگار ما تصمیم گرفت که با حل مشکلمان درس خوبی به ما بدهد. او ما را در دو طرف میزش نشاند و یک لیوان بزرگ سفالی را وسط میز گذاشت . لیوان به رنگ مشکی بود . بعد از من پرسید لیوان چه رنگی است و من پاسخ دادم مشکی .

قلب کودک پر رنج و اندوه شد و گفت : من خیلی می ترسم ؛ خواهش می کنم من را به آنجا نفرست و بگذار این جا پیش تو بمانم !
پروردگار تبسمی کرد و گفت : نترس من با شما هستم .می شنوم و می بینم .

آن مرد طبیب بود و می گفت : جهان بیمارستانی است بی سر و سامان !
هر کس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد .

خدا گفت : دو راه است که به ندرت کسی از آن می گذرد . یکی راه اندوه .
اندوهی تلخ و اندوهی سخت و اندوهی سنگین .
و دیگری راه شادی ؛ شادی شیرین و شادی سخت و شادی سنگین .
کمتر کسی است که تلخی محض و شیرینی ناب را تاب بیاورد .

از گره های بیشمار زندگی گله مکن آن بافنده ی آفریننده می داند حاصل صبر بر این
گره ها فرشی گران بها خواهد شد .
من از جایی نیامده ام ؛ چون همیشه همین جا بوده ام .
بدن می آید و می رود ولی من همیشه اینجا هستم .

هیچ اتفاقی نمی افتد چون من نمی میرم .
هشیاری خالص نمی تواند از بین برود ؛ فقط می تواند تجلی پیدا کند .

اگر از این شمش آهن در کوره آهنگری ِ نعل اسب بسازید ِ ارزش نعل های ساخته شده تقریبا" ۲۰ دلار خواهد بود .

دوست دارد مراقبت کند و درک کند وجود نازنینی را .
حسی بی ریا و بدون چشمداشت !

شاد باشم
شادمانه در خلقت و تکامل عالم هستی شرکت کنم .

زمانی که هوندا دانش آموز بود ِاز نظر فیزیکی بسیار ضعیف بود .
یک روز به فکر آموختن شنا افتاد . همکلاسی او گفت : این که کاری ندارد ِ فقط یک ماهی مداکا ( ماهی سیاه وبدمزه که شبیه قورباغه است ) را بگیر و قورت بده . آن وقت خود به خود شنا یاد می گیری !

جسم – ذهن بخشی از میدان آگاهی هشیار است که قدرت درک دارد .
یعنی افکار ما در حال تبادل انرژی و اطلاعات با عالم هستی می باشند .
و این کار ناهشیارانه انجام می شود .
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
دیوانه نیم من که روم خانه به خانه
اگر امروز را تباه کنم ِ آخرین صفحه از زندگیم را تباه کرده ام .پس باید از ساعت های زندگی مراقبت کنم زیرا دیگر باز نمی گردند .
امروز را نمی توان پس انداز کرد و فردا از آن استفاده نمود ِ همانطور که باد را نمی توان به دام انداخت .

هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد
متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش !
تنها می تواند نتایج اعمال ما را به همراه دروسی معنوی- آشکار سازد ِ تا بتوانیم خود را متعادل ساخته و از طریق علت و معلول ِ چیزهایی بیاموزیم .

دریا بی کران است و زورق من کوچک
به تو توکل می کنم که همه کس را حمایت می کنی

عالم هستی در واقع همانند سوپ انرژی است .
و ما این سوپ انرژی را با حواس پنچ گانه هضم و بعد در آگاهی مان به یک واقعیت مادی تبدیل می کنیم .

انتظار نداشته باشید که خداوند از آسمان پایین بیاید و به شما مجوز موفقیت بدهد ؛ کسی که باید مجوز را صادر کند خود شما هستید .

آن گونه که روزمان را آغاز می کنیم ؛ آهنگ تجربیاتی را که دنبال خواهیم کرد و چگونگی واکنش مان به آن ها را تعیین می کند .
من همچنین دوست دارم که روزم را نیز با افکاری تعالی بخش به اتمام برسانم .

اکنون زمان همدلی و شفقت و زمان شفا یافتن است .
من به درون سفر می کنم و با آن بخش از وجودم که می داند چگونه شفا دهد ؛ ارتباط برقرار می کنم .
این کار شدنی است .

دعا ارتباط روح فرد با روح کل است .
از این رو سکوت و خاموشی درون لازم است .

.
شادی مرتبه ای از هوشیاری است که به طور بالقوه در درون ما حضور دارد ؛ اغلب با انحرافات پوشیده شده است .
دقیقا" همان گونه که طلوع بدیع خورشید ممکن است در پس ابرها مخفی شود .

اولین کلمه
اندیشیدن است . به ارزش هایی فکر کن که دلت می خواهد زندگی ات را بر پایه آنها بسازی .
دومین کلمه
باور داشتن است . وقتی همه آن ارزش ها را مشخص کردی ِ حالا خودت را باور کن
حتی نمی دانم مانع بعدی کجاست !!!
آیا چگونه پریدنش را می دانم ؟
در پناه خداوند عشق ....
چه حالی داره وقتی صدای نفس هاش رو می شنوی .
دانه های درشت عرق روی گردنش !
بوی طبیعت ِ سرخوشم می کنه
.jpg)
مدیتیشن یعنی خودتان باشید
عشق یعنی سهیم شدن وجود خود با دیگری .

از اینکه زنده ایم و روز دیگری را شروع می کنیم و بار دیگر با نعمات و مواهب دنیا برای فرو نشاندن عطش خود بهره می جوییم ...

چگونه می توانیم لحظه دقیق پایان شب و شروع روز را تشخیص بدهیم ؟
نسیم آسا از این صحرا گذشتیم
سبک رفتار و بی پروا گذشتیم

عارفان علـم عاشـق می شوند / بهـترین مردم معلـم می شـوند
عشق با دانش متمم می شود / هر که عاشق شد معلم می شود
روز معلم مبارک
.

مهارش را رها کن !
مگر می توان جسارت را به بند کشید ؟

به یاری آن حضور آگاه درونی ات
آن وجود معنوی بازیگوش که خود واقعی توست ؛ رهنمون می شود .

نمی توانم باور کنم که این عالم اسرار آمیز بر محور رنج بچرخد .

سخنان شمس تبریزی با پدر در مورد دگرگونی خویش :
--تو مانند مرغ خانگی هستی که زیر وی ؛ در میان چندین تخم مرغ ؛ یکی دو تخم مرغابی نیز نهاده باشند . جوجگان چون به در آیند ؛ همه بسوی آب می روند . لیکن جوجه مرغابی ؛ برروی آب می رود و مرغ ماکیان و جوجگان دیگر ؛ همه بر کنار آب ؛ فرو در می مانند .

من با قدرتی که مرا آفرید یگانه ام .
همه عوامل موفقیت درون من است .

هر چه در عالم هست می خواهد پذیرفته شود .
همه جنبه های آفرینش می خواهند مورد محبت و قدردانی قرار گیرند .

و توی اون تاریکی به خودت بگی :
من یک جادوگرم !!!

کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .

چون تو تصویرش کرده ای !
آنچه بر می گزینی با آنان انجام دهی
به تو بستگی دارد !

یک قاشق چایخوری عشق
قد کف دست آسمان را
با چند پربال کبوتر

پاهایی بی رمق ...
خستگی مرا موج می زند !
تو اوج گرفته ای .
می دانی چگونه از من مست شوی .
ایرادی ندارد من آماده ام .
اصلا" برای همین آمده ام .
بیا جلو ؛ بیا جلو با هر نامی که دوست داری .
مهربانانه در آغوشت می گیرم و حدودم را خواهی شناخت .
خدایا شکرت چه خوب از من مراقبت می کنی .
هزاران شکر .
اما یک اشتیاق سوزنده برای به دست آوردن موفقیت ؛ کافی نیست !
برای این قبیل افراد فردا روز بزرگی است و فردا هرگز نمی آید !

در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید .

ما نمی توانیم چیزی به انسان ها بیاموزیم

وقتی واقعا" با خودمان صادقیم باید اقرار کنیم که زندگیمان تماما" به خودمان متعلق است .
معتاد به کار علایم نیروی خلاق را با سر و صدایی که خودش ایجاد کرده مختل می کند !
این نوع اعتیاد هنوز در جامعه ما مورد حمایت فراوان قرار می گیرد . حقیقت این است که بسیاری از مواقع کار می کنیم تا از خودمان یا همسرمان یا احساسهایمان بپرهیزیم !

بر تو نگرانم ِ تو شغل کثیف و دشواری داری !

اکنون تحقیقاتی که درباره مغز انجام گرفته به ما می گوید علت آن این است که دوش گرفتن فعالیتی مربوط به " مغز هنرمند " است .
هیچ کسی نمی تواند به زندگی خود فشار بیاورد و بر اساس برنامه و زمان بندی که خود تعیین کرده است ِ به زیستن ادامه دهد .

کشیشی در یک صبح به قصد شکار حرکت کرد بعد از ساعتی ؛ چند کبک با تفنگ خود زد .
در راهش به سوی مقصد ؛ با یک خرس خاکستری روبرو شد .

اول :
مرد فاسدی که از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت : ای شیخ ِ خدا می داند که فردا حال ما چه خواهد بود