مادرانه

برایت آرزوها دارم ♥

از جنس آسمانی  ...

من هم تو را به دست آسمانها می سپارم .

خیالت بمن نزدیک نیست .

و من حقیقی شدن رویای تو را در دلم می کارم .

روزی که تمام زیبایی ات شکوفا باشد .

 بشکل جنینی سخت در خود پیچیده - می خوابی !

صاف کردن دوباره بدنت - آسان نیست !

می خندم و برایت شعر می خوانم و آرام آرام باز می شوی .

غنچه ای که شکفته می شود .

و آرزوهایم دوباره برایت زنده می شود .

شادمانی مسری

نور درونت را كه بيابي، ‌زندگي ات به شادماني مطلق دگرگون مي شود.

شادماني اي از نوع مسري كه به همه كس سرايت مي كند.

آناني كه پذيرا هستند با نزديك شدن به تو، ‌احساس متفاوتي خواهند يافت.

 قلبشان به تپش خواهد افتاد. در وجودشان زنگهايي نواخته خواهد شد...

ادامه نوشته

خدای بیکران

خداوند بی نهایت است

اما به قدر نیاز تو فرود می آید .

 

به قدر آرزوی تو گسترده می شود

و به اندازه ایمان تو کارگشاست .

عادت ♥

به عادت هایم عادت کرده ام

آنها را دوست دارم

 

و گاه برای فهمیدن میزان دوست داشتنم

چرخی می زنم در حوالی عادتم

دلبری های بهار

نبودنت در من قدم می زد .

من زیر باران !

تو دور می شوی

من خیس !

این دلبریهای بهار است .

دیوانه می کند کوچه را از تنهایی .

ماهی کویی

یک نوع ماهی کپور ژاپنی که " کویی " نام دارد - بنا به طبیعتش می تواند به نسبت محیط اطرافش بزرگ شود

او در یک تنگ- به اندازه تنگ بزرگ می شود

و اگر در حوض رها شود می تواند تا سه برابر بزرگ شود و اگر در دریا باشد تا ۵ برابر قابلیت بزرگ شدن دارد .

ادامه نوشته

سبز می شوم

ای خدای خواستنی و مهربان

ای مهربان ترین

امروز ِ مثل هر روز

چشمانم به روی روشن تو باز می شود .

میسپارم دل عاشق پیشه ام را به دستان گرم تو

سرشار کن آنرا از عشق خود

عطا کن به من آزادی و روشنی و اشتیاق را

هر لحظه لبخند بهاری تو را می بینم و بی درنگ سبز می شوم .

تشکر از مریم عزیزم

آفرین بر تو ♥

درون بی آلایشم  .

آفرین بر تو .

چشمان مخمورم می سوزد از سوزش این دردها .

و  باز شیرین می نویسد .

درونم خالیست .

روان باش ای نازنین .

همانطور که اشک و جوهرم جاریست .

آفرین بر تو .

سن کودک درونم ♥

نفهمیدم کودک درونم چند سال دارد ؟

کودک که بودم -بنظر بزرگ می رسید

بزرگ که شدم - بنظر کوچک می رسد

 من فکر می کنم سالهایی که در حقیقت سن خود بودم

از خودم بسیار دور شدم

رفته بودم تا بیاموزم فراتر و فروتر از سن خود بودن را

وقت غروب

گاه گاهی دل من می گیرد

بیشتر وقت غروب !

آن زمان که خدا نیز پر از تنهاییست .

از خدا می خواهم که تو تنها نشوی و دلت پر ز خوشیهای دمادم باشد .

تشکر از زهره نازنینم

درخت کهنسال ♥

 درختان کهن را می فهمم

لمس کردن تنه آنها را دوست دارم

و گاه در خلوت خودم یکدیگر را در آغوش می کشیم .

درختان قدیمی - بوی کهنگی دارند

 بویی که همیشه برایم اصالت را یادآور می شود .

من قدمت را دوست دارم . شاید که خود بسیار قدیمی باشم .

هوش زنبور بیشتر است یا هوش مگس ؟

دانشمندی تعدادی زنبور را درون یک بطری کرد و همان مقدار مگس را نیز درون همان بطری کرد .

او ته بطری را پشت پنجره ای گذاشت که نور خورشید به آن می تابید .

ادامه نوشته

امروز تو را نقاشی کشیدم ♥

تا حالا پسر بچه نکشیده بودم . 

و یک خورشید بزرگ که با نورش تو را در آغوش کشیده بود .

و تو می خندیدی ....

البته کفش هایت کمی بزرگتر از اندازه طبیعی بود . پایین صفحه هست ِ زیاد مشخص نیست.

کارم که تمام شد یادم امد خورشیدش چشم و لبخند بزرگ نداره .

مطمئن باش نقاشی را کامل کردم ِ با لبخند همیشگی خورشید .

با من از سایه نگو ....خورشید فردا مال ماست

 

حال یک تکه ابر کومولوس♥

رنگ سفید ، لطافت و زیباییم ، منو بخودم مغرور می کنه .

به آبی بیکرانی که احاطه ام کرده ، نگاه می کنم ، مبهوت وسعت و رنگی که دوست دارم ، روزهام می گذره .

به پایین که  نظر می کنم ، قطعه ای از زمین را می بینم ، تکه تکه رنگهای سبز و آبی و سقفهای رنگی خانه ها . ادمهای ریزی که جابه جا می شن  .

بالای سرم خورشید طلایی که دوست دارم ذره ذره در اون ذوب بشم .

آه که پرنده ای هر چند وقت یکبار از من رد میشه !

نور خدا

در خرابات مـغان نور خدا می‌بینـم
این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانـه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم
خواهـم از زلف بتان نافه گشایی کردن
فـکر دور است همانا که خطا می‌بینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شـب

این همـه از نظر لطف شما می‌بینـم
هر دم از روی تو نقـشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم
کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینـم
دوسـتان عیب نظربازی حافظ مکـنید
کـه مـن او را ز محبان شما می‌بینم.

تشکر از وب دانش روز

گام نهادن در تاریکی ♥

در تاریکی که قدم بر می دارم .... تمام ایمانم را خلاصه می کنم در گامهایم .

دقت می کنم پاهایم قوی و سرم بالا باشد .

حرکتی زیبا و قدمهایی که برایم بسیار مهم است .

تک تک آنها آینده را می سازد و من در پناه بزرگترم هستم .

حتی فرصتی برای ترس از تاریکی یا افکار بیهوده ندارم .

چشم بسته به جلو می روم  و در آن تاریکی مطلق - نشانه های واضحی از نور می بینم .

این وقتها آرامش را در من به نظاره بنشین .

 

شادمان باش

نامی ندارم

دو روز از عمرم می گذرد

تو را چه بخوانم ؟

من شادمانم

نامم شادمانی است

تو نیز شادمان باش

گفتگو در خصوص آرمانها

آرمانهای ما ارزشمندند .

در میان نهادن آنها با شخصی که قادر به تشخیص آنها نیست - کار درستی نیست .

ادامه نوشته

یادگاری من ♥

ذهنم رها شده است .

نه اینکه بگویم رهایش کردم . خودش رها شده است .

با این تمرینات مکرر بی ذهنی  ِ که زندگی ناچارم کرد!

و من بی ذهن شده ام !

بدان آن لحظه که شتابان به سراغت می آیم ِ تماما" درخواست قلبیم بی منت است .

می آیم .

ناظرم .

و باز قلبم می گوید برای امروزت یک قلب به یاد گار بگذارم ♥

بهبود گوشه ای از جهان

فقط یک گوشه از جهان را قطعا" می توانید بهبود بخشید و آن گوشه " خودتان " هستید .

اموزش استاد

استاد دانشگاهی خواست که ضرر الکل یا شراب را به دانشجویان نشان دهد و انان را از خوردن الکل منع کند 

برای این کار دو لیوان انتخاب کرد .

در یکی اب و دیگری الکل ریخت و دو کرم داخل هر لیوان انداخت .

کرمی که داخل لیوان اب افتاده بود ، بسیار شاداب شد و از شنا در اب لذت برد .

اما کرمی که در لیوان الکل افتاده بود ، دو قورت الکل خورد و مرد .

ادامه نوشته

دستور خداوندگار ♥

صبح اطلسی های سفید- باز باز - بمن نگاه می کردند .

 یعنی به یکباره با هم باز شدند و یا توجه من امروز بر آنها متمرکز شد ؟

 

اندیشه ام به دشتهای وسیع شقایق کشیده شد .

رویایی است برایم تکرار لمس گلبرگهای ضخیمشان . 

آنها هم در زمانی کوتاه با هم باز می شوند .

به این نوع از دستورات الهی توجه کرده ای ؟

نمی دانم  در ژنهای طبیعت نهفته است و یا  نسیم دستور خداوندگارش را اعلام می کند ؟

خدایم شکر بخاطر اعجازت که اینگونه طبیعی ما را شگفت زده می کنی .

قدم آخر

موفقیت حتی اگر در یک قدمی باشد

تا وقتی که قدم آخر را برنداریم .

به آن نمی رسیم

الزامات آفرینش

آفرینش اثر هنری مستلزم دو نوع هوش متفاوت است :

بینش گسترده تا بتواند طرحی را تصور کند

و دقت و تخصصی تا بتواند آن طرح را به طور کامل و در نهایت دقت به شکلی متمرکز در آورد .

لحظه بودن ♥

یک لحظه تصور کن که کجایی ؟

و یک لحظه بدان که کجا باید بروی ؟

زمانی دیگر هویت گذشته ات را مرور کن .

برای هر لحظه ِ انقدر وقت بگذار که لازمست .

لزومش را اشتیاقت و لطیف بودن احساست تعیین می کند .

اگر در موشکافی هر لحظه ِ کلافه شدی ِ بدان که زیاده خواهی کردی .

دوباره برگرد به لحظه بودن  .

 

لحظه نخست ...

این لحظه مدام تکرار می شوذ .

و این تکرار را هر بار می توانی زندگی کنی .

 و اندکی زیباتر زندگی کنی !

خیلی زود می بینی خودت ِ عزیزانت و جهانت زیباتر شده اند .

مادربزرگ ♥

مادربزرگم زنی آرام و مدبر بود

بعد از اینهمه سال که بهش فکر می کنم - می فهمم او خاص بود خیلی خاص !

در بزرگترین هیاهوها - صبور بود و حتی  لبخند می زد .

من آن نیشخند را در خاطر دارم - شاید بخاطر  عجیب بودنش .

خانه اش را دوست داشتم و آن باغ بزرگ را

بچه که بودم عاشق آنجا بودم  .

یادش سبز - نمی گذاشت یک لحظه  بی کار باشم ...

پارچه می داد و من بالش کوچک و یا دستگیره آشپزخانه  درست می کردم

گاهی هم بشکل بلوز یا دامن می بردیم و لباس می دوختم

حالا که فکر می کنم خواست او همیشه فراتر از سن من  بود و من مغرور می شدم از توانایی هایی که همیشه تشویق می شد .

این زن یک الگوی شخصیتی قوی در سرنوشت من هست .

روحش شاد شاد

ما برای ...

ما برای پرسیدن نام گلی آشنا چه سفرها کرده ایم

ما برای بوسیدن خاکستر قله ها چه بلاها دیده ایم

ما برای آنکه دلمان خانه خوبان شود رنج دوران برده ایم

ما برای آنکه عشقمان پایدار بماند خون دلها خورده ایم

پرسش جدی !

تنها یک پرسش جدی وجود دارد :

چگونه کاری کنیم که عشق پابرجا بماند ؟

چشمها ♥

چشمها - قدمت دارند .

اصالت دارند .

درونت را می نمایاند .

نمی توانی پنهان کاری کنی .

اجازه بده چشمانت - نگاه خود را عاشق باشند .

نگاه که عشقانه باشد ـ زیبا می بینی - روشن - زلال

برقی درچشمانت لانه خواهد کرد .

و این یعنی عشق - آگاهی و سلامت وجود - در روحی پاک .

مقاومت

من معتقدم  زندگی دائما" استقامت و پایمردی ما را مورد آزمایش قرار می دهد و بزرگترین پاداش ها را به کسانی می دهد که برای رسیدن به خواسته هایشان از تلاش باز نمی ایستند .

 

جادوی توجه

خواه به هنگام شستن پنجره

و خواه به هنگام نگارش شاهکاری بزرگ

عدم توجه به معنای انکار زندگی است .

دوست من باش

جلوتر از من نرو ِ برای اینکه از تو  پیروی نخواهم کرد .

پشت سر من راه نرو برای اینکه تو را رهبری نخواهم کرد .

در کنار من راه برو و فقط دوست من باش .

 

نقاشی و خورشید ♥

خورشیدی بزرگ که می خندد - سمبلی ثابت -در نقاشی های من است .

با آبرنگ - کودکانه می کشم .

نقاشی هایی که هنوز بزرگ نشده اند .

ولی شیرین و شاد هستند .

دختر بچه ای زیر نور خورشید ...

 

سنجاقکها - پرنده های صورتی و تک درختی یزرگ - همگی زیر نور روشن و گرم  آفتاب .

خورشید به نقاشی های کودکانه من قدرت می بخشد .

قدرتی شاد و طلایی رنگ .

بر کاغذم - نقش هایم و قلمم بتاب .

ای زیبای بخشنده - بر من نیز بتاب و بر دنیای بزرگم

جای جای زمین لبخند تابناکت را خواهان است .

تصمیم شجاعانه

هنگامی که چشمت به یک سازمان بزرگ می خورد

بدان که زمانی ِ شخصی تصمیم شجاعانه ای گرفته است .

خطر دیوانه شدن

تشکر از وب مراقبه

آنگاه كه به استقبال خطر ناديدني بروي- خطر چيزي كه فراتراز واژه ها، فراتر از عقل و فراتر از ذهن است،

خطر چيزي كه نمي توان سنجيدش، نمي توان آنرا در هيچ نظامي گنجاند- يك جهش كوانتومي انجام مي دهي.

ذهن، اين كار تو را ديوانگي خواهد خواند اما اين ديوانگي عين خردمندي است.

این ديوانگي، با ارزش ترين پديده در هستي است. به واسطه همين ديوانگان انگشت شمار بوده كه بشر ارتباطش را با خدا قطع نكرده است.

ادامه نوشته

تجلی مهربانی خدا باش

برندگان بزرگ

تجربه نشان داده که برندگان بزرگ قبل از پیروزی با موانع و سختی های زیادی روبرو شده اند .

اما برنده شده اند .

چون اجازه ندادند شکست شان آنها را دلسرد کند .

در پناه خدا و به امید آن روز

دوست دارم هایم ♥

دوست دارم نوشتارم برای تو لطیف - ساده و تاثیرگذار باشد .

دوستتر دارم آگاهی نابی را با حلاوت در ساغر سبزت بریزم .

باز هم دوست دارم که تو فقط سبکی را به تماشا بنشینی و پرباری را تجربه کنی .

پرباری متعادل -  که روحت را آرام بخشد و قلبت را پرنشاط

دوستتر دارم عشقی را تجربه کنی باشکوه - عشقی که تو را در آغوش خدایت جا دهد .

خیلی دوست دارم عاشق باشی - همه وقت - همه جا و هر لحظه

عاشق خدایی که در زندگیت جاریست .

بشکل هر چیز که در این لحظه بخاطر تو خلقت یافته است .

سرازیزی و .... ♥

به سراشیبی کوچه که می رسم - فارغ از رکاب زدن - لذت رفتن را می چشم .

بدون زحمت

و می دانم که موقع  برگشت - همین سرازیزی - برایم سربالایی راه خواهد بود .

مگر اینکه از جاده دیگری برگردم .

صدای آفرینش ♥

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآ ..... این آوا - خالق است .

قلبها را می آفریند - چون بر آنها می نشیند .

آآآآآآآآآآآآآآآآآ...... زندگی می آفریند  .

زنده تر می شوم با صدای آفرینش  !

این اشکها چیست که بی اختیار سرریز می شود ؟

 نکند می خواهید غرقابم کنید ؟

برای باز هم متولد شدن و یا متولد کردن ؟

چگونه است که هر تولدی از آب ؛ از آآآآآآآآآآآآآآآآ ...خارج می شود ؟

تلخ شده ام ♥

چقدر حرف انبار شده دارد این سینه من

زمان بندی و تقسیم کارها - ساعت به ساعت

همه چیز مرتب است

مراقب سلامت - آرامش - انرژی  خودم و عزیزانم هستم

ارامم

کارهای کم حاصل تر را هرس کرده ام

ولی دلم قرار می خواهد

تلخ شده ام برای خودم !

 

گاهی ♥

گاهی نگران می شوم . گاهی درد می کشم و یا قلبم می شکند .

مثل تو و یا شاید کمی بیشتر !

اصلا هر کدام از ما فکر می کنیم به نهایت مرز رنج رسیده ایم .

ولی باز هم می توانیم این حدود را بشکنیم .

بارها این کار را کرده ایم .

همه ما

کارمان چیست در این زمین تنگ ؟

دلگیری ام را نخواهی دید و چرایی اش را نخواهی فهمید .

چه کار می توان کرد ؟

می گذارم با لبخندم آشنا باشی .

من همانم که پیرامونم است .

سبکی ♥

دل بریدن - کنده شدن دلدادگی هایی که بمن چسبده اند !

چه کسی خوشش می آید ؟

ولی همه ما تحمل می کنیم - درد رهایی را

این درد حتی با درد زایش هم متفاوت  است .

آنجا درد می کشی و متولد می کنی امید را

اینبار درد می کشی و تحمل می کنی سبکی را

آنقدر رها شده و سرگردان می شوی که خواب هم نمی تواند چشمانت را سنگین کند .

خدایا من هستم

مثل همیشه عاشق

تا من چه کار خواهی کرد

 

مرغ ناشناس  ♥

آزاد نشستنم به کنجی شرطی ست

 دیوانه پریدنم به سویت ِ حرفی ست

من مرغ کدام باغ این مزرعه ام

هم مزرعه ِ هم شاخ و درختم ِ جعلی ست

دگرگونی جهان

تائو هرگز عملی انجام نمی دهد

ولی همه چیز از طریق آن انجام می شود .

اگر مردان و زنان قدرتمند می توانستند خود را در آن متمرکز کنند

دنیا خود به خود دگرگون می شد .

و به آهنگ طبیعی خویش بازمی گشت .

مردم به زندگی ساده و روزمره خود راضی می شدند .

و از هر آرزویی آزاد و رها بودند .

باورت دارم ♥

پیمانی که مدام تکرار می شود

آه پشت آه - برای هر خراش

و پیمانم تمدید می شود

من هستم  - پیمانه ام خالی کن و تک تک این  آه ها را  .

تا دوباره پر شوم از خواستن های تو

 طرب برانگیز - سرور بخش

آنقدر باورت دارم تا همه چیزم شوی .

امروز استوارترم  از دیروز .

چون بهتر می شناسمت .

 

من می خواهم ♥

نور در دست به دنبالت می آیم.

هر کجا که قدم بگذاری .

از خون منی - هم جنسی منی و رویای سالهای سال از زندگیم .

نمی گذارم در این فرصت بودنت - شکوفا نباشی

من می خواهم .

سالهاست که خواستم - رها کردم و دوباره می خواهم .

خودم گلبرگهایت را دانه به دانه باز می کنم .

خدا یارم

پس یا علی

به دنبال توام ...♥

فرو خفته در اعماق دریایی شدم که آسمانی در دل داشت .

امروز نقش آسمان دلم را در هر موج این دریا می کشم

تا باری دیگر - تصویری از آیینه الهی ام - ببینم .

به دنبال توام ... قلبم را نمی بینم ولی بر امواجش سوار خواهم بود .

از دریایت - آسمانی می سازم شایسته آمدنت .

به دنبال توام چون خود خواستی .

دریافت تازه ♥

 دریافت تازه ای را مزه کردم .

دانش هیچگاه بکر و دست نخورده نیست !

همیشه بوده - همیشه هست و همیشه خواهد بود .

پس تازگی آگاهی به چه معناست ؟

 

در حقیقت چندین باره تکرار کردن تکراریست که اینبار نقشی کامل شده .

چونان یک اثر هنری که تنها پس از چندین بار اثر قلمو - به نتیجه می رسد

یکی از قوانین زیبای عالم هستی

اگر می خواهید چیزی کوچک تر شود ... نخست بگذارید خوب گسترده شود .

اگر می خواهید از چیزی رها شوید ... ابتدا بگذارید شکوفا شود .

اگر می خواهید چیزی را به دست آورید ... ابتدا آن را ببخشید .

این درک ظریفی از قانون هستی است .

نرم بر سخت غلبه می کند ...آرام بر سریع پیروز می شود .

بگذارید آنچه می کنید پنهان باقی بماند

و تنها نتیجه را به دیگران نشان دهید .

شکست بخور

دیگر بار بیازمای

دیگر بار شکست بخور .

این بار بهتر شکست بخور .

هیچ شدن ♥

غنچه در خود فرو رفته ای که آرام آرام گشوده می شود

بازتر و نمایان تر

تا تمامی درونش را تقدیم خورشید کند .

به انتهای زیبایی خود که رسید - گلبرگهایش را یکی یکی به باد می دهد .

شکوفه - هیچ می شود

یکبار دیگر می گویم : وقتی به نهایت خود رسید

هیچ - هیچ !!!

اندکی بعد -دانه ای و میوه ای دوباره

یک تولد دوباره .

مادر جهان

پیش از تولد جهان

چیزی بی شکل و کامل وجود داشت .

آرام ِ خالی

تنها ِ تغییر ناپذیر

بی نهایت ِ حاضر جاودان

مادر جهان است . چون نام بهتری برایش نمی یابم .

در هر چیزی جاری است

بیرون و درون .

و به منبع اصلی باز می گردد .

شما جزئی از طبیعت هستید

شما نیز جزیی از این جهانید

جزئی- نه کمتر از ستارگان و نه کمتر از درختان

این حق شماست که در جهان باشید .

چه قبول کنید و چه نکنید- دنیا به همان شکلی است که باید باشد .

تو بخواه  ♥

این حس غریب که گاه گاهی قلبم را می فشارد .

شعف و گشادگی سینه- که دلیلش در قواعد زمانی نمی گنجد .

هوشیاری روح را بشارت می دهد .

دریافتها - خودم و هر چه بویی از وابستگی می دهد - در دین توست .

و من بازدمهایم را به تماشا نشسته ام که هر کدامش را مدیون توجه و نظارت دقیق توام .

مرا دریاب - تا جاری در خواستهای خداییت باشم .

خلاقیت ذاتی تان را شکوفا کنید .

این ها چند نکته امیدوار کننده هستند :

- شما قابلیت این را دارید که یک نابغه شوید

 

- زرنگ تر از آنی هستید که تاکنون تصور می کردید .

- قدرت ذهنی و توانایی خلاقانه دست نخورده شما خیلی بیشتر از آن است که تاکنون استفاده کرده اید .

برایت دعا می کنم

بعضی اصوات را نشنوی

بعضی رنگها را نبینی

بعضی افکار را نفهمی

و بعضی حالات را حس نکنی

و تمام آنچه حس می کنی نور باشد و خداوند و خوشبختی و عشق و عشق ...

تشکر از مریم نازنینم

فیلم بی ارزش نبینید

آیا هرگز به تماشای یک فیلم بی ارزش و بد نشسته اید ؟

حاضرید یک فیلم بد را بارها و بارها ببینید ؟

ادامه نوشته

نکاتی برای شادابی بیشتر عزیزانم ♥

*صبح ها ناشتا : یک لیوان آب همراه با آبلیمو و گلاب میل کنید .

* گلاب ِ ضد افسردگی و شاداب کننده است ِ اثر مفرحی داره وقتی روی پوست صورت داره

*حرکات کششی در طول روز

*ورزشی که براتون لذت بخش باشه ِ پیدا کنید . خواهشا برای ورزش کردن خودتون رو عذاب ندین

*نوشیدن آب فراوان

*خوردن غذاهایی که آنتی اکسیدان دارن ( رنگشون معمولا" قرمز یا نارنجی هست مثل گوجه فرنگی ِتمشک ِ کدو ... )

ادامه نوشته

شکوه زندگی

تشکر از وب دانش روز

آن زمان که آفتاب روز
آرامش شب را در هم میشکند
در مه صبحگاهی بال بگشا
و روزی نو را به هماوردی بخوان


آگاهی تازه ای از بودن!
دست جهان را در دست هایت بفشر
و گل لبخند بر لبان بنشان
چه باشکوه است زنده بودن

 

مهم و خوب

مهم بودن ِخوب است

اما خوب بودن ِمهمتر است .

قلبی با حس عجیب ♥

خدایم ِ عشق را از تو آموختم و بی دریغ بخشیدن را .

آموزه هایم در جهان حقیقت ِ کم کم نقش می یابد .

من آنگونه می شوم که آموختم .

این روزها در بالای ابرها شناور بودن را تمرین کردم .فشار ِ کار ِ شلوغی و....

با قلبی مطمئن همه را در خود جای می دهم و آرامم .

 

چرا که مدام به خاطر می آورم : "باورم کن تا همه چیز تو باشم "

 و تو همه کس من شدی .

 

 

هر آن چیزی که به سراغم می آید ِ خدایی است که مرا می طلبد .

من در توام و جهان نیز  .

از خودم خشنودم  .

خودی که تو در آنی را تشویق می کنم و هدیه ام قلبی ست که حسی عجیب دارد .

نیوتن کجایی ؟

هر روز در اطراف ما هزاران سیب از درخت به زمین می افتد 

اما انچه وجود ندارد دیدگاه نیوتنی است

♥♥♥مادرم هزاران تبریک ♥♥♥

مادر امسال ِمرا بیاد شکوفه های صورتی رنگ می اندازد

و بوی بهار نارنج

شاید به میمنت روزهای بهاریست

نمی خواهم بگویم : چه ها کردی و خواهی کرد برایم .

اینبار مادرانه به تو می نگرم  ...

چون خود آن نیروی مبارک را کشف کردم .

تو باید عاشق باشی ِ زیزا که از همین جنسی

مادرم - سرعشق بر سجاده تو زانو می زند .

به میوه نشستن شکوفه هایت مرا آرزوست .

تنها یک چیز از تو می خواهم : گل خنده هایت !

آنقدر خسته نباش که  لبخندت را فراموش کنی .

دوستت دارم - عاشقانه

فقط وقتی می توانم مهرت را جبران کنم - که تو کودکم باشی .

همین !!!

توانایی یک زن

هر زنی برای رسیدن به هر چیز که بخواهد ِ قدرتی بیکران دارد .

فقط کافیست دیگر خودش رو دست کم نگیرد

و به نیروی درونی واقعی اش پی ببرد .

او قطعا در وجود خویش گنجایشی نامحدود برای دستیابی به اهدافش خواهد یافت

کسی که وارد آگاهی تو میشه ♥

در عشق با ارضاء شدن خواسته هات رابطه ات عمیق تر میشه

عشق فقط هست !

شاید در یک نگاه بی انتظار خلاصه بشه ِ

چیزی نمی خواد و توقع هم نداره به چیزی تبدیل بشه !

راحت تعریفش نمیشه کرد .

 اونقدر قوی و عمیقه که اثر محکمش رو روی قلبت می گذاره .

بود و نبودش مهم نیست .

اون وارد آگاهی تو شده !

مرغ دریایی

این دو روز عم ؛مولایی شویم

مرغ اما ؛ مرغ دریایی شویم

مرغ دریایی به دریا می رود

موج برخیزد به بالا می رود

لیک مرغ خانگی در خانه است

روز شب در بند مشتی دانه است .

حیدرا یک جلوه محتاج توام

دار بر پا کن که حلاج توام

جلوه ای کن تا که موسی ای کنم .

یا به رقص آیم مسیحایی کنم

حقیقت

دریا ِجزر و مدش را دارد

ماه ِبدر کامل و هلالش را

و زمان ؛ زمستان و تابستانش را 

 همه چیز

گردان میان زمین و خورشید ِدر تغییرند

اما حقیقت : نه در تغییر است نه در گذر

مراقبت از جسم

امروزه می توانید طولانی تر و بهتر از آن چه قبل از این ممکن بوده - زندگی کنید

هدف شما باید این باشد تا پایان عمر -با سلامت کامل زندگی کنید

ابتدا برای خودتان این هدف را تعیین کنید که می خواهید تا چند سال زنده بمانید

سپس به عادت های کنونی تان در زمینه بهداشت فردی نگاه کنید

ادامه نوشته

چگونه است این ♥

شده  شخصی دورادور برامون جالب نیست

خوشمون نمی آد

نزدیکش که می شیم کنجکاوانه بهش نگاه می کنیم

چیزی در او خواستنی هست

گرم صحبت می شیم

و قلبهایمان راهشان را پیدا میکنند

ادامه نوشته

رقص ♥

با تو می رقصم

وقتی تو در منی -این رقص توازن را آواز می خواند  .

خدایم ِ معبودم ِ بهترینم .

مرا چگونه می خواهی ؟

لحظه ای که در من می رقصی ِ شادمانی عظیمی مرا احاطه می کند .

با نواهای روزگاران سلولهای تنم هماهنگ شده

من در توام و تو را زیباییها ِ آرزوست

 

این نزدیکی عجین شده با تنم ِ مرا شناور می کند .

در آوردگاه کائنات با تو رقص را آفرینش می کنم .

این هنر من است و اراده تو  .

معاشرت

تقریبا" در همه نقاط عطف زندگی تان ِ شخصی ایستاده تا به شما کمک کند یا مانع تان شود .

افراد موفق ِ خودشان را عادت می دهند که در طول زندگی شان ِ شبکه ای از روابط عالی را ایجاد و

حذف کنند و در نتیجه از یک فرد معمولی که هر شب به خانه می رود و تلویزیون تماشا می کند -

نتیجه بهتری می گیرند

خورشید خانوم

شمع و گل و پروانه ِ جا نمی شن تو ابرا

خورشید خانوم آفتاب کن ِ شب و اسیر خواب کن

مجمل نور و بردار ِ یخ زمینو آب کن

مرواری های نورو  -بپاش تو دامن آب

ما رو ببر به جشن گندم و عشق و آفتاب

دستمال آبی بردار ِ قلبامون رو تازه کن

خورشید تن طلایی ِ زمین برات هلاکه

زمین که عاشق توست ِ حیفه تو خواب بمیره ِ سراغت رو از ستاره ها بگیره

من کنارتم

گاهی وقتی کسی را در حال گریستن می بینید

بهتر است که نپرسید چرا ؟

گاهی فقط سه کلمه کافیست تا دوباره احساسی خوب به او دست دهد و  آن سه کلمه عبارتند از :

من اینجا کنارتم .

سپاس بر شب♥

سوگند به شب و آرامش عمیقش ِ آسایشی که هدیه جان و روحم است .

آیا خدا ِ فقط برای روشنایی هاست ؟

خداوند همه چیز است او شایسته سکوت ِ تیرگی و رموز شب است .

همه چیز نیکوست ِجون خدایم نیکوست .

سپاس بخاطر خوابهای عمیق شبانه ام  .

و سپاس بخاطر فراموشی

اینکه از خاطر می برم روح دردانه ام ِ شب هنگام چه زیبایی هایی را نظاره می کند ِتا نیرو گیرد برای زنده ماندن در سرای خاک !

بیاییم خدای شب را سپاس گویم

بیاییم یک صدا آوازی جدید سر دهیم

♥* تمام بدی ها از بین می روند ِ همچون جوهری که در آب حل می شود *♥

آمین

شجاعت , شجاعت می آره

وقتی جسورانه عمل می کنید ِ نیروهای غیبی به کمک تان می آیند

و هر عمل شجاعانه ای باعث افزایش شجاعت و توانایی تان برای آینده می شود

هر گاه کاری را در جهت پیشرفت انجام می دهید اما هیچ تضمینی برای موفقیت در آن کار وجود ندارد

ادامه نوشته

حکومت مهربانی

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود "

"عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود"





"شرط می بندم که فردایی نه خیلی دیر و دور"

"مهربانی ، حاکم کل مناطق میشود.


تشکر از وب دانش روز

چگونه توانایی ما شکوفا می شود ؟

۱- هدفهایی که بسیار به آن ها علاقمندید

 

۲- مشکلاتی که به شدت به شما فشار می آورند .

۳- سوالاتی که روی آنها تمرکز می کنید

امید من ♥

وقتی حس نوشته هام اشک آلود است ِ دوست دارم که تو لبخند بزنی

شاید از پس گریستن - صدای خنده ام را بشنوی

بیشتر اینگونه ام من !!!

این چهره ای از امید است برای دلم

اشکهایم را خودم هم باور نمی کنم

نمی گذارم غمهایم تب دار شود

سالهاست که بازیگر اینگونه نمایشم

در خیالم - خدایم خودش مشغول تیمار یک کهن زخم است

کاری به کارش ندارم

می دانم که خوب التیام بخشی است

راضی ام به رضای او

هزاران شکر

واقعیت عشق

واقعیت این است که تنها یک ارزش نهایی در زندگی وجود دارد و آن عشق است .

داستان عشق مهم نیست !

توانایی عاشق اهمیت دارد  .

شاید تنها نگاهی باشد که ما را به ابدیت متصل می نماید .

یک تخیل خوب

برای اینکه آرامش داشته باشید ِ وجود یک تخلیل خوب لازم و ضروری است .

اگر بتوانید خود را در یک منظره زیبای تخیلی ِ مثل ساحل دریا تجسم کنید ِ آنگاه می توانید به آن

آرامش دلپذیر برسید .

 

کشتی شگفتی آفرین

دیروز اندیشه ام چون کشتی بود بر امواج دریا .....

باد آن را از کران تا بی کران پیش می راند  .

آنگاه که از راندن خسته شدم  .

با خود گفتم " با  کشتی  خالی از اندیشه ام ِ به ساحل زادگاهم باز خواهم گشت .

پس شروع کردم به رنگ آمیزی کشتی ام  .... نقش های عجیب و غریب که چشمها را خیره می کرد .

ادامه نوشته

مروری کوتاه بر گذشته ! ♥

در آغوش منی - تنگ تنگ - تا با هم جاری شویم .

ماهرانه در آبهای خلقت شناور باشیم .

-بالهایت را بگشا .

۰سرت را بالا بگیر .

نمی دانم چند بار تاکنون این جمله را تکرار کردم :

-سرت را بالا بگیر .

-آسمان را عاشق باش .

-و " بدون ترس " بپر

سنجاقکی کوچک را دیده ام که به برگی تکیده اعتماد می کند !!!

آسوده خاطر رویش می نشیند !

تو در زیر پاهایت - سنگ داری .

سنگهایی باستانی . مستحکم .

اعتماد که کردی در طوفانی ترین دریاها هم - یک انسان جاری خواهی بود .

یک شناور - یک رها شده در آسمانی نیلگون .

فقط نترس .

بگذار مانند مادری وسواسی برای باری دوباره به بالهایت نگاه کنم .

چند چسبندگی کوچک - حاصل افکار نسل هایی خسته در آنها می بینم .

خودت هم می توانی تمییزش کنی .

اصلا" می توانی هرکاری برای خودت انجام دهی .

بدون مرز !!!!

انسان بدون مرز است تا وقتی که خودش برای خودش حدود تعیین کند .

و آگاه باش که می بایست برای خودت حدود تعیین کنی .

حالا این حدود می خواهد همه چیز باشد - می خواهد انرژی نهفته در زندگی باشد - شاید هم

آواز پرنده ای که می خواند .

حدودت را تعیین کن تا دیگری این کار را برایت انجام ندهد .

آنوقت در میان مرزهای خودت - آزادی .

آنجا برای خودت کیف کن .

این حدود شاید نادیدنی باشد ولی اسرارآمیز است و محترم ..... برای همگان .

توضیح : اولین تصویر زیبای این متن را از دوست نازنینم آزاده هفت آسمان هدیه گرفتم

اعتراف ♥

خشنودم از اینکه  :

از فلسفه و عرفان و تاریخ مدرکی  ندارم  و با خاطری مطمئن - برایتان از انسانیت و خدایم می نویسم  .

گیاه شناس نیستم و بارداری درختان زیبا را وصف می کنم  .

اعتراف می کنم که کادر بندی نشدم  ....

از سبکهای نگارش هیچ در اندیشه ندارم  .

و قلمی رها شده -کاغذم را رنگین می سازد  .

و  نهایت اعترافم اینکه :

تهی شده از خویشم  ... و در  پناه او می نویسم .

فکر

افکار شاد ؛ ما را شاد می کند

افکار بد ؛ حالمان را خراب می کند .

 

ادامه نوشته

خدای ساده

تشکر از وبلاگ دانش روز

مي توان با اين خدا پرواز كرد

سفره دل را برايش باز كرد

مي توان در باره گل حرف زد


صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران راز گفت

با دو قطره، صدهزاران راز گفت

 

ترانه ای که افریده شد

آن ترانه را اندیشه آفرید ...

سکوت ِ فراوانی اش بخشید .

فریاد به صدایش درآورد .

حقیقت پوشاندش !

ادامه نوشته

آزادی عشق

تشکر از حسام عزیز

حقیقت داستان وافسانه

عشق را باید آزاد کرد ...

پرنده عجیبی ست ،

نمی نشیند روی بام دل هرکسی

استاد است !

من ایستاده ام ♥

ای قلب من ...

آه احساس لطیفم ...

وااای بغض های من ...

آرزوهای نایابم ...

من بی نقاب و سرشار از احساس .... ایستاده ام  .

بادهای طبیعت در پیراهن ابریشمینم - چرخ می زنند  .

من هستم  .

و عجیب اینکه نادیدنی !!!

 

آینه ام آسمانی است به وسعت ابدیت  .

هر چیز که از من رد می شود ِبوی احساس می گیرد  .

من ایستاده ام  تا انتهای آسمانی نیلگون  .

در انتظار هزار پاره شدن تنم  .

تا در طلوعی صورتی رنگ - ذره ذره در خدایم پخش شوم  .

من هستم  .

مثل همیشه - لبریز  .

آرام باش  .

 

 

جراحات احساسی

به بدن خود هنگامی که دچار زخم و درد است توجه  کنید .

زخم باز به سرعت بسته  می شود .

اما زخمی که به مدت طولانی باز بماند و التیام نیابد عفونی می شود

جراحات احساسی هم همین گونه هستند .

ادامه نوشته