خدایم ِ عشق را از تو آموختم و بی دریغ بخشیدن را .

آموزه هایم در جهان حقیقت ِ کم کم نقش می یابد .

من آنگونه می شوم که آموختم .

این روزها در بالای ابرها شناور بودن را تمرین کردم .فشار ِ کار ِ شلوغی و....

با قلبی مطمئن همه را در خود جای می دهم و آرامم .

 

چرا که مدام به خاطر می آورم : "باورم کن تا همه چیز تو باشم "

 و تو همه کس من شدی .

 

 

هر آن چیزی که به سراغم می آید ِ خدایی است که مرا می طلبد .

من در توام و جهان نیز  .

از خودم خشنودم  .

خودی که تو در آنی را تشویق می کنم و هدیه ام قلبی ست که حسی عجیب دارد .