مادر امسال ِمرا بیاد شکوفه های صورتی رنگ می اندازد

و بوی بهار نارنج

شاید به میمنت روزهای بهاریست

نمی خواهم بگویم : چه ها کردی و خواهی کرد برایم .

اینبار مادرانه به تو می نگرم  ...

چون خود آن نیروی مبارک را کشف کردم .

تو باید عاشق باشی ِ زیزا که از همین جنسی

مادرم - سرعشق بر سجاده تو زانو می زند .

به میوه نشستن شکوفه هایت مرا آرزوست .

تنها یک چیز از تو می خواهم : گل خنده هایت !

آنقدر خسته نباش که  لبخندت را فراموش کنی .

دوستت دارم - عاشقانه

فقط وقتی می توانم مهرت را جبران کنم - که تو کودکم باشی .

همین !!!