تا حالا پسر بچه نکشیده بودم . 

و یک خورشید بزرگ که با نورش تو را در آغوش کشیده بود .

و تو می خندیدی ....

البته کفش هایت کمی بزرگتر از اندازه طبیعی بود . پایین صفحه هست ِ زیاد مشخص نیست.

کارم که تمام شد یادم امد خورشیدش چشم و لبخند بزرگ نداره .

مطمئن باش نقاشی را کامل کردم ِ با لبخند همیشگی خورشید .