خورشید خانوم
شمع و گل و پروانه ِ جا نمی شن تو ابرا
خورشید خانوم آفتاب کن ِ شب و اسیر خواب کن
مجمل نور و بردار ِ یخ زمینو آب کن
مرواری های نورو -بپاش تو دامن آب
ما رو ببر به جشن گندم و عشق و آفتاب
دستمال آبی بردار ِ قلبامون رو تازه کن
خورشید تن طلایی ِ زمین برات هلاکه
زمین که عاشق توست ِ حیفه تو خواب بمیره ِ سراغت رو از ستاره ها بگیره
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۷ ساعت توسط ویدا
|