آن مرد طبیب بود و می گفت : جهان بیمارستانی است بی سر و سامان !

هر کس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد .

هزاران هزار بیماری ؛ افسوس ؛ اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت ؟

جوانمرد اما می گفت : ما همه تنها یک بیماری داریم : خواب و دوایی نیست جز بیداری

بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد .