بیمار
آن مرد طبیب بود و می گفت : جهان بیمارستانی است بی سر و سامان !
هر کس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد .

هزاران هزار بیماری ؛ افسوس ؛ اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت ؟
جوانمرد اما می گفت : ما همه تنها یک بیماری داریم : خواب و دوایی نیست جز بیداری
بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد .
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۱۸ ساعت توسط ویدا
|