بعضی آدم‌ها نه که بد باشندها، نه، خوبند؛ دوست‌شان هم داری حتا، زياد؛ اما بودن‌شان يک‌‌نواخت است.
شيبِ منحنیِ حضورشان هميشه ثابت است آن‌قدر که گاهی يادت می‌رود اين آدم هست، همين نزديکی‌هاست.
بعضی‌ها اما آن‌قدر حضورشان پررنگ است 
که يک لحظه حواست پرت نمی‌شود از بودن‌شان، از هستن‌شان.
 
آن‌قدر رگ خواب زندگی‌ات را خوب ياد می‌گيرند که اصلا" يادت می‌رود دنيا قبل از آن‌ها چه شکلی بوده چه جوری می‌گذشته. يعنی می‌خواهم بگويم بعضی آدم‌ها آن‌چنان بلدند روی تو، روی اطرافيان‌شان تأثير بگذارند آن‌چنان بلدند افسار حس آدم‌ها را بگيرند دست‌شان، که باورت می‌شود دنيا بی‌آن‌ها بی‌شک چيزی کم داشته.
بايد کلی راه رفته باشی راه‌نوردی کرده باشی غبار زندگی از تن تکانده باشی تا بتوانی اين‌جوری رد پايت را حک کنی توی دل و جان آدم‌هات.

تشکر از زهره نازنینم