چند بازی اساسی را می بایست زندگی کنم .

 هر یک اصول و قوانین مختص به خود را دارند ولی یک روح ثابت در آن حاکم است .

و چند قانون ساده و اساسی مانند صداقت ؛ مهربانی ؛ راکد و خموده نبودن ؛ تلاش همیشگی برای شاداب بودن ؛ کار کردن روی اعتماد بنفس ؛ هدایتگر و جهت دهنده ( اسم مناسبتری براش پیدا نکردم ) پشتکار مفید .

و گاه صادقانه برای حفظ این اهداف خودم رو فریب می دم .

میشه نقشها رو زیاد یا کم کرد .

برخی  رو زیادی جدی گرفت و یا کمتر  بهش اهمیت داد .

ولی اساس کار روح حاکم بر اونه !

شبیه بازیگر ماهری که با دانش و هنر مخصوص خودش می دونه چطوری پیروز هر نقشی باشه ! 

ایمانم اینه ؛ نقشی که دوست ندارم رو قبول نکنم ؛ ممکنه از عهده اش بر بیام و خیلی چیزها یادم بده ولی حسم رو خوبتر نمی کنه ؛به روح حاکم بر بازی آسیب می زنه ؛ باید حتما" عاشق نقشم بشم .

حالا که فکرش رو می کنم ؛ در نقش یک زن بودن را خیلی دوست دارم ؛ شاید حتی بیشتر از نقش مادری !

برام ارتباط با مردم خیلی مهمه ؛ مدیریت بر قلبها !

و چرا از نقشهای خودم برای تو می نویسم ؛ برای اینکه فقط خودم رو خوبتر می شناسم .... شما هم امتحان کنید ؛ نوشتن و حرف زدن در مورد خودتون باعث میشه بهتر فکر کنید ؛ اینکار از تحلیل کردن دیگران و شعار دادن خیلی بهتره .

شاد باشید