فرشته ها می گفتند : ببین چقدر شجاع است که حاضر شده در کالبد جسمانی متولد شود و تمامی سختی ها و دشواری های آن را پشت سر بگذارد .

چه شجاعت و شهامتی که به استقبال چنین ماموریت خطیری  در زندگانی می رود و سپس فراموش می کند چه کسی بوده و خانه و منزلگاه اصلی و نخستین او چه بود و کجا بود ؟

عشقی که در آن لحظه سراسر وجود و اطرافم را پر کرده بود چنان اصیل ؛ درست و واقعی به نظر می رسید که با تمام وجود دریافتم خداوند و هیچ یک از اجزای خلقت و آفرینش هرگز ؛ کوچکترین  قضاوتی درباره ی هیچ کس و هیچ چیز ندارند و خداوند و دنیا سراسر عشق ؛ بخشش ؛ رحمت و پذیرش و محبت اند .