اوسویی پاسخ را نیافت تحقیقاتش را آغاز نمود و سفر زیارتی ۲۱ روزه ای به بالای کوه انجام داد در سپیده دم روز آخر نوری به وسط پیشانی اش برخورد ِ اوسویی سرشار از سپاسگزاری از کوه سرازیر شد و در پایین کوه دندان درد دخترکی را بهبود بخشید ...

او وارد محله گدایان شد و به شفای پیر و جوان پرداخت بعد از مدتی می دید که بیماران بهبود یافته دوباره برمی گردند و می گویند گدایی کردن آسان تر است . اوسویی گریست و اهمیت تبادل انرژی بر او آشکار شد .او سپس پنج اصل ریکی را تدوین نمود .

اصول ریکی :

۱- فقط امروز در سپاسگزاری زندگی می کنم

۲- فقط امروز نگران نیستم

۳- فقط امروز خشمگین نیستم

۴- فقط امروز کارم را صادقانه انجام می دهم

۵- فقط امروز به همه موجودات زنده عشق و احترام دارم

انسان تا زمانی که بدنش را با آب و ذهنش را با آتش پاک نکند ِ روح را درک نخواهد کرد . به بیان دیگر انسان نمی تواند از ترس و جهل رها شود و سطح آگاهی هشیار خود را بالاتر ببرد . مگر اینکه بدنش را با انرژی حیاتی باززایی کند و ذهنش را با حقیقت و عشق بپالاید .

زندگی ات را با اعمالت نظاره کن ِ آنچه نیاز داری بدانی را آنها به تو می آموزند .

اگر فکری منفی مشغله ذهنی طولانی مدت یک انسان شود ِ نیروی این افکار " هستیهای کوچکی " خواهد آفرید که جسم فلکی نامیده می شوند و به نوبه خود به تداوم آن افکار کمک می کند .افکار مثبتی که تکرار و تکرار شوند نیز نیروی حیاتی از آن خود می یابند و خودشان را تداوم می بخشند . بسیار مهم است که مردم این پدیده را درک کنند .

حقیقت روح انسان سکوت

و فقط برای خودش مهم است

چرا که حقیقتهای من

همان حقیقتهای توست

تا در سکوت حقیقتهایمان دیدار کنند

و ما از دریافت اینکه آنها تنها بارتابهای یکدیگرند

خواهیم خندید