شرط عشق
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش می

رفت و از درد چشم می نالید . موعد عروسی فرا رسید . زن نگران صورت خود ِ که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود .
مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد .
۲۰ سال بعد از ازدواج ِ زن از دنیا رفت ِ مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود . همه تعجب کردند .
مرد گفت :من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم .
" آفرین "
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۲۰ ساعت توسط ویدا
|