خیلی زود می گذره
همه جا می تونه خونه ت باشه
خوشحال می شی
خیلی ساده
بعد از بررسی دقیق زندگیت
دستت رو روی پیشونیت می کوبی
و به خودت می گی:
" خدای من !
این فکرای خودم بود که به زندگیم تبدیل شد
اون کتاب کوچک درست می گفت اون وقت هم همین قدر خوشحال بودم
اون وقت هم همه چیز می تونست به همین راحتی باشه !
بازم می خوام بازی کنم
می خوام به گذشته برگردم
این بار قول می دم که یادم نره
قول می دم به خودم و رویاهام باور داشته باشم
هیچ وقت نا امید نشم
و ایمانم رو از دست ندم
قول می دم
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ ساعت توسط ویدا
|