زیر گنبد کبود
پرده ها کنار رفت
خود به خود
با شروع بازی خدا
عشق افتتاح شد
سالهاست اسم بازی من و خدا
زندگی ست
زیر گنبد کبود
جز من و خدا
کسی نبود
بازی خدا
نیمه کاره مانده بود
واژه ای نبود
هیچ کس شعری از خدا نخوانده بود

بازیی که ساده است و سخت
مثل بازی بهار با درخت
با خدا طرف شدن
کار مشکلی ست
زندگی
بازی خدا و
یک عروسک گلی ست .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ساعت توسط ویدا
|