چقدر قلبم آرام است ...

درون کودکانه ام سر به هواست ِ معمولا" راهی راهی است که نمی داند به کجا ختم می شود .

کودک درون من !

کودک نازنین درون من همینقدر که راه رفتن آموخت ِ عازم بود !!!

عازم راهی که بازگشتش ِ خانه قلب مادر بود .

چقدر آرام شده است حسم  !!!

امنیت را به نظاره نشسته ام  ِ  می دانم  می توانم سرنوشتم را زندگی کنم .

بعضی از دروس سخت زندگیم نیاز به تکرار دارد و من آگاه هستم .

آگاهانه ِ پاکی روحم را پاس می دارم .

من بزرگ شده ام و تو را سپاسگزارم که مراقبم هستی .

هنوز مسیرهای پرپیچ و خمی در پیش رو دارم

هنوز باورهای کشف نشده ای دارم که می بایست آنها را زندگی کنم .

با خودم می گویم : حواسم جمع است ِ این آخرین فرصت بودن را پاس می دارم .

خدایا مراقبم هستی ِ متشکرم