روزی شاگردی به استاد شکایت کرد : چرا اصرار دارید که خود طبیعی من غیر واقعی است ؟

استاد پاسخ داد : چرا این سوال را به صورت دیگر بیان نکنیم ؟ چرا فکر می کنی واقعی  هستی ؟

شاگرد گفت : آشکار است من فکر می کنم ِ حس می کنم و عمل می کنم . خود را می شناسم ...

استاد گفت : آیا وقتی در خوابی عادات خود را داری ؟

البته که نه ِ وقتی خوابیده ام ناآگاهم .

شاید اکنون نیز ناآگاه باشی ِ ِآیا می توانی آنچه را که دیروز برایت اتفاق افتاد به  خاطر آوری ؟

عادات و ارجحیت هایت همیشه درحال تغییرند و حتی عواطفت به تو خیانت می کنند ...

شاگرد سرش را تکان داد : اگر اینگونه باشد پس همه سردرگم هستیم. آنچه بنام انسان می نامیم در حال تغییر است  . برای هر تجربه ِ تجربه کننده متفاوتی وجود دارد !