تو مثل خدا هستی چون مثل او حرف می زنی پس تو را در این روز زیبا به سلام و تهنیت امر می کنم

غرور از آسمان هفتم شروع می شود . روی زمین ادامه می یابد و در جهنم پایان می گیرد.

خاک صرف نظر از غنی بودن آن ِ بدون آنکه در آن چیزی کاشته شود مولد نخواهد بود .

فکر مثل خاک عقیمی است که تا در آن نظرات و عقاید جدید نکاریم ِبه محصول نمی شیند .

فکر مثل باغی است که هم می توان در آن کشت و هم می توان به علفهای هرز اجازه رویش داد.

 

در هر صورت به محصول خواهیم رسید . اگر بذر مفید در آن نکاریم ِ دانه های بی فایده در آن اجازه ی رویش می یابند و نتیجه غلط ِ مضر و بی فایده خواهد بود . به عبارت دیگر اجازه ی ورود هر چیزی را که به فکر خود بدهیم ِ میوه ی همان چیز رابرداشت می کنیم .

انسان به وسیله ی خودش ساخته یا ویران می شود . در بنرد فکر ِ او اسلحه ای می سازد که توسط آن خود را به نابودی می کشد و هم چنین ابزاری طرح ریزی می کند که با آن آشتی ِ قدرت و لذت بهشت گونه ی خود را می سازد . بدین ترتیب با انتخاب صحیح و مداومت واقعی فکری ِ بشر به قله خدایی کمال دست می یابد .

مواظب باشید تا طریق صدقات شما راکسی نبیند . در غیر این صورت از پدر که در بهشت سکنی دارد پاداش دریافت نخواهد کرد .اگر به کسی احسان کردی ِ مثل افراد ریا کار . دو رو با شیپور آن را در خیابان و در جمعیت گمراهان جارنزن . من تورا به این امر نیکو وصیت می کنم . بادا که محسنین به پاداش خود دست یابند . هنگام احسان حتی نگذار دست چپ تو بفهمد دست راستت چه می کند و این نیکوکاری را پنهان کن و پدر که نظاره گر این احسان است تو را با شپیور پاداش می دهد

شانس و تصادف نام مستعار خداوند در مواقعی است که نمی خواهد اعتراف کند که حوادث با امضای او بوقوع پیوسته است .

پیام خدا

به تو

از طرف خدا

پندپذیرباش

من فریادت را می شنوم

بگذار رازی را که هنگام تولدت به تو گفتم و تو آن را فراموش کردیِ

دوباره با تو قسمت کنم

تو بزگترین معجزه من هستی

تو بزرگترین معجزه در جهان هستی

این اولین کلماتی است که توشنیدی ِ سپس تو گریستی ِ همه می گریند ِ تو آنروز مرا باور نکردی . . .

و هنوز عاشق تو هستم و با این کلمات با تو هستم تا بدانی که خدایت برای بار دوم ِ باز هم دست یاری به تو داده . تا بیماریت را بهبود بخشد .

من دستم را به تو می دهم

این دومین بار است

تو تکه ای از من هستی

تو ندانسته ای ِ تو نشنیده ای ِ تو نفهمیده ای

به تو گفته شده که خداوند هستی در جامه مبدل

به تو گفته شده که تو قطعه ای از کاری استثنایی هستی . مثل حالت اصالت ِ مثل استعداد بیکران ِ مثل شکل و حرکت قابل ستایش و سریع ِ مثل جنبش فرشتگان ِ مثل دریافتی و درک خدایی.

به تو گفته شده که نو نمک روی زمین هستی

به تو همه اسرار و رازها گفته شده . حتی راز حرکت دادن کوهها و راز انجام محالات .

توهیچ کس را باور نکردی . تو نقشه ی راهی را که با شادمانی ختم می شد سوزاندی

تو بجای آرامش فکر ِ راه ناامیدی را طی کردی . تو شمعی را که روشنگر راه جلال و بزرگی تو بود ِ خاموش کردی و آنگاه تو لغزیدی ِ گم شدی و ترسیدی و در تاریکی خود حقیر بینی ِ دست و پا زدی ِ تا زمانی که در جهنمی که خودت آ]نرا ساخته بودی ِ افتادی

بعد تو گریستی . به سینه کوفتی و به شانس که تو را در این جهنم افکنده ناسزا گفتی

عشق یک راز است که برای به دست آوردن آن باید بدون انتظار بازگشت ِ فقط آن را ببخشایی . عشقی که برای تطمیع نفس خودت و غرورت آشکارااظهار شود عشق نیست . عشق مانند هدیه ای است که انتظار برگشت در آن نیست و پاداش تو در عشق ورزیدن ِ همان عشق بی ریاست و حتی اگر عشقی پاسخ داده نشد گم نشده است . زیرا در عشقی که دو جانبه نیست ِ عشق خودت به سوی تو باز می گردد و قلبت را خالص گردانیده و رقیق می کند .

فقیر کسی است که تمایلات و خواسته های زیادی دارد ... و امنیت واقعی در داشتن نهفته نیست بلکه در توانایی انجام کارها بدون سرمایه نهفته است .

هرگاه کسی تو را بر آن می دارد تا یک مایل راه را با او طی کنی ... با او دو مایل راه برو . خدمتی بهتر و بیشتر از آنچه از تو انتظار می رود ارائه بده .