می خوام در مورد مفهوم یک مفهوم صحبت کنم .

مفهوم یک احساس !

بیشتر دلم می خواد احساس بدون مرز باشه ِ آزاد !!!

چیزی که فقط قلب درکش کنه .

اما میشه کاملا"بهش شکل داد و قالب بندیش کرد .

 ذهن نازنینم دخالت کن !

عقیده ای هست که می گه : روشنی در مقابل تاریکی خودش رو بیشتر نشون میده .

منم از دو حس تیره تر شروع می کنم : خشم و عصبانیت !

خشم ریشه در ترس داره ولی عصبانیت ِ حس سطحی تر هست ... عزیزی می گفت مثل عطسه کردن می مونه ِ لحظه ای  خودش رو نشون میده و تمام !

می ریم سر موضوع خودمون :

میشه هر کسی را با دلیل و یا بدون دلیل دوست داشت . دوست داشتن دیگران می تونه یه خصلت باشه .

کسانی که دوست داریم  همیشه در همه جا هستن  . شبیه یه تصویر آرام از یک کل !

شبیه قطرات آب دریا !

و اما عشق :

ریشه در گذشته های روح داره ِ خاطره ای جاودانه از انسان بودن !

اون از خودش شکلی عمیق بجا می گذاره !

رفتن و اومدنش تاثیرگذاره ؛ دگرگونت میکنه ؛ حتی لازمم نیست بدونی عظمتش چقدره ؟

 اون کار خودش رو می کنه  ...

فراموش کردنش مشکله .... چون یه معلم بزرگه و باید درسهاش رو بخاطر بسپاری .

مثل موج بزرگی از دریا !

در نهایت اینکه  دریا زیباست ... واقعا" زیبا  !

دریا بدون موج و با وجود قطرات آب ؛  دریاست .

 اون  موجودیت داره و خیلی ها دریا رو به همین شکل دوست دارن  .

وعده ای دیگر به دنبال اسرار امواج می گردند.