نور و نان
این همه گندم
این همه کشتزار طلایی
این همه خوشه در باد را که می خورد ؟
آدم است که می خورد .
اما آدم گرسنه است .
آدم همیشه گرسنه است !

خداوند به جبرئیل گفت : سفره ای پهن کن و بر آن کلمه و عشق و هدایت بگذار.
و گفت : هر کس بر سر این سفره بنشیند سیر خواهد شد .
سفره خدا گسترده شد
از این سر جهان تا آن سوی هستی ...
آدمها آمدند و رفتند ...
آدمها گرسنه آمدند و گرسنه رفتند .
اما گاهی فقط گاهی کسی بر سر این سفره نشست و لقمه ای نور برداشت و جهان از برکت همان لقمه روشن شد .
سفره خداوند پهن است ...
فرشته ها گریه می کنند و می گویند : کاش می دانستید که نور از نان بهتر است .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۲۰ ساعت توسط ویدا
|