توصیف من از عشق
... حس عمیق دوست داشتن !
می تونم درکش کنم ...
از لحظه ای که خودم را شناختم بامن بود
اونو در چشمان مهربان مادرم دیدم
و در لبخند پرابهت پدرم
همراه من در بازیهای بچه گانه ام بود
می تونم درکش کنم ...
از لحظه ای که خودم را شناختم بامن بود
اونو در چشمان مهربان مادرم دیدم
و در لبخند پرابهت پدرم
همراه من در بازیهای بچه گانه ام بود
و در شادابی طبیعت ...
... اون تمامی من بود .
و هنگامی که در آرزوی دیدار شریک زندگیم بودم ... به اوج خودش رسید .
این حس می تونه منو از من خالی کنه ... می تونم خودم نباشم ... و تمامی پر بشم از یک حس ناشناخته که منو همراه خودش می بره ....می تونه منو تبدیل بکنه به یک دختربچه سه ساله ... یا یک عارف از خود بیخبر عاشق ...
درکش می کنم و خوشحالم که می تونم درکش کنم . در عشق غم و شادی حد و مرز نداره و این اوج زیبایی هست . اینکه بتونی همه جا و همه وقت احساسش کنی .

+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۲۴ ساعت توسط ویدا
|