میراثی که می ماند ♥
آنقدر سریع اتفاقات پشت سرم را پاک می کنم ِ
که گاه از خودم می ترسم !
و آنقدر صحنه های پر احساس روزگارم تکرار می شود .
که گاه کلافه ام می کند !
میراثی از احساس ...

نمی دانم تا کدامین لحظه ابدی همراهی ام خواهد کرد .
اما می دانم با هر تپش قلبم ِ سرمستی و دلتنگی هایم تازه می شود .
این میراثی است که کهولت نمی شناسد .
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۱۰ ساعت توسط ویدا
|