خداوند گفت : جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند .

و آنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد .

پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود .

و خدا گفت : اگر بدانید ِ حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد .

خدا گلی را از خاک برانگیخت

تا معاد را معنا کند .

از آن پس هر مومنی که گلی دید

رستاخیز را به یاد آورد .

و خدا گفت : اگر بفهمید ِ تنها با گلی قیامت خواهد شد .

عده ای پیام طبیعت را دانستند ...

پس قیام کردند

و چنان به سجده افتادند

که هیچ از آنها باقی نماند .

فرشته ای گفت :

هم امروز ایمان بیاور

که پیغمبر آب و رسول باران

و فرستاده باد

برای ایمان آوردن تو کافیست ...