قلبم با تو سخن می گوید :

گاه می پندارم ؛ لازمست روحم قوی تر باشد ...

آنگونه که حضورم ؛ لحظه هایت را نوازش کند !

آرام جانت باشم !

قلبت را می فشردم و تو می گفتی : باز هم !!!

دوست داشتم دردهایت را برتن می کردم .

می دانم مهربانتر از من ؛ مراقبت هست و تمام روشنایی ها را تقدیمت می کند .

اینها را فقط برای دل خودم می خواستم .

در پناهش ....