تو که می پنداری زندگی یک جنگ است ...♥
تو را در خط مقدم می بینم ...
جنگجویم چه خوب می جنگی !
بازوان ورزیده ات را هنگام شمشیر زدن دوست دارم .
من از تو یک جنگجو ساختم .

نشنیدی تمام جنگها با یک زن آغاز می شود .
بجنگ دیگر ...
جنگیدنت را دوست دارم !
چه خوش خیال است آن تفکری که زندگی را جنگ می داند .
و من چه آسوده خاطر به تماشایت نشسته ام .
راستی می دانی ... تو که اینجا نیستی ِاین قدرت من است که کودکانت را شکل می دهد .
آینده ات در دست من است .
تو آسوده خاطر بجنگ !
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۱۲ ساعت توسط ویدا
|