تو را در خط مقدم می بینم ...

جنگجویم چه خوب می جنگی !

بازوان ورزیده ات را هنگام شمشیر زدن دوست دارم .

من از تو یک جنگجو ساختم .

نشنیدی تمام جنگها با یک زن آغاز می شود .

بجنگ دیگر ...

جنگیدنت را دوست دارم !

چه خوش خیال است آن تفکری که زندگی را جنگ می داند .

و من چه آسوده خاطر به تماشایت نشسته ام .

راستی می دانی ... تو که اینجا نیستی ِاین قدرت من است که کودکانت را شکل می دهد .

آینده ات در دست من است .

 تو آسوده خاطر بجنگ !