به این جهان آمده ایم تا چراغ عشق را در دلهایمان برافروزیم

نور درون خود را تجربه و متجلی کنیم

تا زائر نور باشیم و خورشید عشق را طواف کنیم

تا هر روز درون و برون خویش را صیقل دهیم

تا هر روز آفتاب را سرمشق خود سازیم

آیین عشق را سلام گوییم

ایمان خویش را بیازماییم

به این جهان آمده ایم تا رسالت خود را که یافتن خدای درون است زندگی کنیم

آمین

از خورشید و ماه و ابر و دریا بیاموزید

این آموزگاران آمده اند تا رسالت آدمی را به او خاطرنشان سازند

درختان ثمره و سایه خود را بی هیچ گلایه

-حتی به آنان که باتبر آنها را قطع می کنند -

ارزانی می دارند . کوهها بی هیچ درنگ ؛ آفتاب و باران و توفان را

- برای اعصار بی شمار -

غوطه ور در اندیشه تاب می آورند.

زندگی همچون زائری است که به زیارت قدوس می رود

شما نه یکی

که سه تن هستید

یکی آن که می پندارید که هستید

یکی آن که د یگران می پندارند که هستید

و یکی آن که واقعا" هستید

اگرچه خدایید . آنچه واقعا" هستید خداست .

تجلی عشق باشید

عاری از انزجار

آغوشی گشاده به روی جهان

شادمان به هنگام شادمانی دیگران

اندوهگین از اندوه دیگران

نیکو باشید ِ  نیکو ببینید ِبه کنش نیکو بپردازید .

این است تنها راه به سوی خدا .

عادت به یاد آوردن خدا را در هر دم و بازردم خویش

در خود بپرورانید

فقط در این صورت می توانید در آخرین دم

او را به یاد آورید .

آرامش خاطر بسیار ارزشمند تر از آسایش تن است

پس برای این گونه آرامش دعا کنید

و نه فقط برای خودتان

بلکه برای تمام جهان

بدون عشق الهی

زندگی به دم و بازدم مرگ تبدیل می شود

آتش در چوب نهفته است و خدا در انسان