صورتم خنک شده و دستانم .

ای بادهای سرد ! سوزش کوههای پشت جنگل را با خود آورده اید ؟

مرا سرخوش می کنید .

به یاد اولین دوچرخه ام ...

همان هدیه ای که پشت میز پیدایش کردم .

کنجکاوانه عاشقش شدم .

چه آسان می شود مرا خوشحال کرد !

به گمانم بعد از آن روز ِ پاهایم کمتر رنگ زمین را دید !

رکاب زد و رکاب زد و رفت ...

امروز رویای این تکرار را تکرار می کنم .

همچنان شادمانه .

سپاس که آرزویم را برآورده کردی .

دوچرخه سواری را دوست دارم .