درختی عظیم ♥
منی که من می شناسمش ِ رویایی در سر دارد
دانه ای شکاف برمی دارد و سبزینه کوچکی نمایان می شود .
آب می نوشد و نور می رباید و قد می کشد .
برگهایی را در سر می پرورداند .
پایه اش در زمین است ِ سرش رو به آسمان !
و گلبرگ و عطر و دانه را می پراکند .
تا آن دور دورها ...
و باز هم دورتر ...
منی که من می شناسمش ِ عجیب پراکنده شده است .
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۱ ساعت توسط ویدا
|