گفتگوی غنچه و گل
غنچه با دل گرفته گفت :
زندگی لب ز خنده بستن است . گوشه ای درون خود نشستن است .
گل به خنده گفت :
زندگی شکفتن است ، با صدای سبز راز گفتن است .
گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز به گوش می رسید .
راستی تو چه فکر می کنی ؟
من فکر می کنم هر چه باشد گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است .
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۴ ساعت توسط ویدا
|