ای حوصله ... یادت سبز ♥
شلیته ؛ کج بوته ؛ ترمه ؛ دامن هایی که صدای ؛جیرینک جیرینگ سکه می دهند ؛ شالهای رنگی ...
رنگ در رنگ
گویی که سنتهایمان با رنگهای شاد و باز ؛ هم پیمان هستند .
پله به پله ؛ دامن رنگی !
و زنی که با کرشمه و ناز در آن میان نشسته !
شاد ؛ راحت ؛ مغرور !
خانه های روستایی در بهار ؛ با دوغاب رنگی : آبی روشن ؛ سفید یا حتی صورتی کمرنگ میشوند .
مردم رنگها را خوبتر می شناختند .
و شادمانی درونی شان ؛بشکل گامهای کوچکی از هنر جلوه می کرد .
یاد تخم مرغهای هفت سین مادربزرگم افتادم :
یک سبد پر از تخم مرغ ارغوانی رنگ که با پوست پیاز رنگشان می کرد .... تخم ها ؛ ساعتهای طولانی با شعله ملایم و به آرامی از پوست پیاز رنگ می گرفتند ... یکدست ؛ خوشرنگ .
و من زحمت کشیدم - دو دقیقه ای با ماژیک چشم و ابرو برای تخم مرغهای هفت سینم گذاشتم !!!!
آی حوصله ِ آی سلیقه .... یادت سبز ....
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۱۱ ساعت توسط ویدا
|