شلیته ؛ کج بوته ؛ ترمه ؛ دامن هایی که صدای ؛جیرینک جیرینگ سکه می دهند ؛ شالهای رنگی ...

رنگ در رنگ

گویی که سنتهایمان با رنگهای شاد و باز ؛ هم پیمان هستند .

پله به پله ؛ دامن رنگی !

و زنی که با کرشمه و ناز در آن میان نشسته !

شاد ؛ راحت ؛ مغرور !

خانه های روستایی در بهار ؛ با دوغاب رنگی : آبی روشن ؛ سفید یا حتی صورتی کمرنگ  میشوند .

مردم رنگها را خوبتر می شناختند .

و شادمانی درونی شان ؛بشکل گامهای کوچکی از هنر جلوه می کرد .

یاد تخم مرغهای هفت سین مادربزرگم افتادم :

یک سبد پر از تخم مرغ ارغوانی رنگ که با پوست پیاز رنگشان می کرد .... تخم ها ؛ ساعتهای طولانی با شعله ملایم و به آرامی از پوست پیاز رنگ می گرفتند ... یکدست ؛ خوشرنگ .

و من زحمت کشیدم - دو دقیقه ای با ماژیک چشم و ابرو برای تخم مرغهای هفت سینم گذاشتم !!!!

آی حوصله ِ آی سلیقه .... یادت سبز ....