شهر فرشته ها ♥
آینه در آینه سرشار احساس !
چقدر همه چیز شفاف است اینجا !
همراز خواستی.... دستی در دستانت .
تکیه گاه خواستی ِ شانه هایت -نوازش می شود .محبت خواستی ِ قلبت گروم گروم می تپد .
چهره ها روشن - لبها خندان ِ و وای از درخشش چشمها ...
تو را با خود می برند ...
فکر می کنم تا ناکجا آباد یک بهشت!
مسیر هر صدا -هر نگاه ِ هر لبخند -از قلبت می گذرد .
عادت می کنی به سادگی این تردد های پربار !
هوای اینجا چه می کند با حس نفس هایت ؟
عطر یاس و بهار نارنج را می فهمی ؟
خوبتر نگاه کن .
نگاه کن .
شهر فرشتگان از اینجا زیاد هم دور نیست .
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۸ ساعت توسط ویدا
|