خواهر سهراپ سپهری تعریف میکند که  سهراب هیچگاه از سوپ پیاز خوشش نمی آمد .

حدود دو ماهی بود که در خارج از کشور منزل یکی از دوستانش که همسری فرنگی داشته ِ بسر

می برد .

من برای دیدارش رفتم .

وقت نهار دیدم سوپ پیاز آوردند و سهراب با آرامشی شگرف آن را میل کرد .

بعد از اتمام نهار از سهراب پرسیدم :

تو که این قدر از سوپ پیاز بدت می آمد ِ چگونه این مدت و همه روزه آن را می خوری ؟

و سهراب با آرامش لطیف همیشگی اش رو به من کرد و گفت :

بعد از صرف سوپ ِ یک قاشق اغماض می خورم !