می رم یه کوچولو بالاتر و به زندگی نگاه می کنم ......

خونه ام ؛ عزیزانم ؛ وسایل خونه ؛ آشپزی کردن ... همش شکل بازی های بچگیم شده !

و تو می فهمی چقدر خنده داره که برای یه بازی ساده اینقدر داری غصه می خوری !

بازی کارش شاد کردن تو هست - آموزش !!!

به اشک ها ؛ قهقهه ها ؛ لذت ها و تلاشت نگاه کن ؛ اینهمه زحمتی که می کشی .....

وقتی اون لحظه طلایی از راه برسه و درک کنی : زندگی فقط یه بازی ساده است.

حتی یه بازی یپچیده هم نیست .

می تونی بخندی .

می تونی به دردهات ؛ بی خوابی هات ؛ دیونه بازی هات هم بخندی .

حالا می دونی ؛ همون ماشین اسباب بازی بچگی هات رو سوار شدی .

همون عروسک ناز نازی ؛ دختر کوچولوته .

همینه دیگه ؛ زندگی همینه

خودت خواستی تو این بازی نقش داشته باشی ؛ پس کیفش رو ببر .

دوست هم داری نق بزن و یا خودت رو با کار هلاک کن ؛ ملالی نیست .

یه روز از همین روزها می فهمی بازی تموم شد و امیدوارم ؛ دونسته باشی چه کار کردی ؟