شادمانی عظیمی است ؛ هوا ابریشمین ؛ نگاه بیگانگان نرم

نمی توانستم از این شادمانتر باشم .

شادمانی مخاطره آمیز است .

مرا از اسرار می آکند .

آری مویرگهایم می سراید .

رنجی که می کشم تا خود را نهان کنم ؛ نمایان است .

 آوای دلنواز خوراکم .

سلسه درختان باغ که وقتی نامشان را می برم ؛ می خندند .

جملگی نیایش است .

تقدس در جهان گام برمی دارد .