حس یک نوزاد ...
لطیفترین حس بودنــــم را در شرایطی می بینم که مانند نـــــوزادی برهنه و کاملا آزاد و بــــی تفاوت به محیط اطرافم باشم .
بدون هیچ مقــــررات و ترس و نـــگرانی و آیین نامـــه ای برای زیستن !
من فقط پوست و عصب و گوشت و خون هستم و بس !
تمام احساسات را کاملا" تجربه می کردم !
در اطرافم فقط اشکالی گوناگون بودند ...
و من قدرت لمس اشیا که ماهیتی نرم و لطیف و گرم و مطبوع داشتند ؛ را دارم .
در آن لحظه ؛ خود را تمام و کمال وابسته به آن قلــــمرو می دانم .
فقط حس بــــــودم و بس !
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۸/۲۲ ساعت توسط ویدا
|