زمستان سرد و آسمان آبی

به ابرها خیره شده بودم و آرزو می کردم

سپس بدون هیچ دلیل خاصی

ناگهان خوشحالترین آدم شدم

 

شادی همچون گلی در درونم شکفت

چیزی شیرین و گرم جاری شد

سپس بدون هیچ دلیل خاصی

ناگهان خوشحالترین آدم شدم