سلام بر دوستان عزیزم 

تا یادم نرفته یه کوچولو در مورد آنچه که در این روزها بمن گذشت بنویسم 

چند روز گذشته در بانکوک بودم ،یه رودخونه از داخل شهر می گذره و اکثر غذاهاشون دریایی هست .

برعکس اینکه می گن شهر لبخندها و یا سرزمین فرشته ها ، بنظرم ادما راحت ارتباط برقرار نمی کردن ،یعنی فقط در حد گرفتن همون پول باهات کار دارن ، لبخندهاشون هم مصنوعی هست .

اکثر لاغر و ضعیف هستن و دختر خوشگل هم کم توشون پیدا میشه :

دلت می اد ایرانی های خودمون ♥

یه تاپ سفید با شلوارک می پوشن ، پشت موتور می شینن و سر کار می رن ، همونجا تا غروب هستن ولی شب زودی پاساژها رو می بندن

این عکس بازار روی آب هست :

سافاری یکی از بزرگترین باغ وحش ای اسیا، جای دیدنی هست ،با ماشین از کنار حیوانات در زیستگاهی طبیعی رد شدیم ، خدا رو شکر حیوانات دیگه لاغر و مردنی نبودن و بازم خدا رو شکر اصلا بوی بد  نمی دادن

به خاطر درگیری های چند روز اخیر نتونستیم معبد بودای خوابیده ، که مکان توریستی زیبایی هست رو ببینیم ، در گوشه و کنار هر خیابانی مکانی برای عبادت وجود داره با مجسمه ای از بودا ، ایجا برعکس هندوسان که الهه های مختلفی رو پرستش می کن،بیشتر در کنار مجسمه بودا ، عود می سوزونن و غذا می گذارن ، نظرشون اینه که بودا ، هنوز زنده است و میشه باهاش ارتباط برقرار کرد

امروز اولین روز اقامت مت در جزیره گرمسیری و زیبای پوکت هست ، خدا بخواد و فرصت داشته باشم در مورد ن جزیره زیبا هم براتون می نویسم ♥