دعای بی اثر
گویند یوسف ِ زلیخا را به زاری و در خاک غلتیده یافت .
چون او را در آن حال دید . از خداوند خواست تا او را عذابی دهد مگر این که دست از وی بدارد و از بدنامی پیامبر خدا دوری گیرد .

ناگاه جبرئیل از عرش فرود آمد و یوسف را نهیب داد که :
که گفتت مرگ گل در بوستان خواه
هلاک دوستان دوستان خواه ؟
چو او جان عزیز خود تو را داد
ذلیلش چون کنم ؟ باید تو را داد ؟!
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۲۰ ساعت توسط ویدا
|