تلخ و شیرین
ماه مرشد ما را بر بالای تپه ای برد
و درختی را نشانمان داد.
دستهای درخت بالا بود و داشت دعایی می کرد .
همه خواب بودند و تنها او بود که بیدار بود .
برگهای سبزش بوی حق می داد .

ماه مرشد گفت : این درویش سبز پوش را که می بینید ...قرنهاست که اینجا ایستاده و با خدا گفتگو می کند .
نام این درخت ِ درخت اندوه است .و ریشه هایش از اشک آب می خورد .
هر کس اندوهی دارد ِ به پای این درخت می ریزد .
این درخت اما می داند که چگونه تلخی اندوه را به شیرینی بدل کند .
او درخت اندوه است میوه اش اما شادی و شکر و شیرینی .
ماه مرشد گفت : درود خدا بر این درخت باد که مومن است ...زیرا مومن تلخ می خورد ....اما شیرین بار می دهد .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۲۳ ساعت توسط ویدا
|