مطلب کوتاهی که می خوانید از اعتقادات دیپاک چوپرا به گفته مجله تایمز  " امپراطور دنیای معنوی " است . بنابر پیشنهاد دوستم قرار شد شروع داستانی را بنویسم و این مطالب معنوی از کتاب جاده عشق شکل گرفت . راستش فهمیدن مطلب (البته برای من ) سنگین بود و امیدم این است که موضوع را به درستی بیان کرده باشم ... و حالا به لطف دوستم تبدیل به یک داستان ساده ولی واقعی شده است . اینک تقدیم به شما ...

 یکی بود یکی نبود - غیر از خداوند هفت آسمان و هفت زمین هیچ کس نبود - یکروز خداوند بزرگ خواست شور و شوق زندگی کردن را تجربه کند- ولی چطور امکان داشت در حالی که خودش معنی زندگی بود ؟ او همه چیز بود !!!

کمی چرخید و چرخید - اندکی از خود را به شکل آسمان مذکر و اندکی دیگر را زمین مونث آفرید .
آسمان نظاره گر زمین شد - از زیباییش به وجد آمد در میان شور و شوق آسمان - جاذبه زمین شکل گرفت . آسمان از خوشحالی -بارید و بارید- این دو در شادمانی هم شریک شدند و گلی زیبا متولد شد ...گل به گمانم جایی که گلی باشد بلبلی نغمه سرایی می کند و اینچنین است که جهان هستی بر پایه عشق و درک شور و شوق آن آفریده می شود ...