ارزش انسان
ویولن کهنه ِ آنقدر فرسوده و پر از لکه بود
که مرد حراجی می پنداشت
ارزش آن را ندارد که برای فروشش وقت صرف شود .
اما آن را با لبخندی بر لب بالا برد :
چه کسی پیشنهاد قیمت می کند ؟
یک دلار ِ دو دلار ...

مرد موخاکستری جلو آمد و آرشه را برداشت .
و سیمهای شل آن را محکم کرد .
و آهنگی روحنواز و ناب نواخت .
چونان آوای فرشته ای نغمه سرا .
نوای موسیقی فرو کش کرد و مرد حراجی
با صدایی که آرام بود و ملایم
گفت : برای این ویولن کهنه ِ چه قیمتی پیشنهاد کنم ؟
هزار دلار ِ دو هزار دلار ! چه کسی با سه هزار دلار موافق است ؟
پس فروخته شد ...
مردم فریاد شادی سر دادند و شماری گفتند :
چه چیزی بر ارزش آن افزود ؟
بی درنگ پاسخی به گوش رسید :
نوازش دست یک استاد .
ارزش یک روح و دگرگونی ایجاد شده در آن
به واسطه نوازش دست استاد ازلی است .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ ساعت توسط ویدا
|