شاعر و فرشته ...
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...
فرشته پری به شاعر داد ...
فرشته پری به شاعر داد ...
و شاعر ، شعری به فرشته !

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت
و شعرهایش بوی آسمان گرفت !
و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد
و دهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت : دیگر تمام شد.
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است .
و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ !
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۰۱ ساعت توسط ویدا
|