شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...
فرشته پری به شاعر داد ...

 و شاعر ، شعری به فرشته !

شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت

 و شعرهایش بوی آسمان گرفت !
و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد

 و دهانش مزه عشق گرفت.
خدا گفت : دیگر تمام شد.
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است .
و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ !