در انسانهای اولیه ِ چهره زن و مرد به دلیل شرایط محیطی چندان متفاوت نبود . زن اولیه هیچ آرایشی نداشت و همچون مردان لباس می پوشید و احتمالا" عضلانی تر از زن امروزی بود .

پس از چندی مرد اولیه از زن اولیه خواست تا در غار باقی بماند و به امور غار رسیدگی کند و مرد به شکار رفت .

با کمتر قرار گرفتن در معرض آسیب های محیطی ِ صدا و چهره زن اولیه ظریف تر از مرد اولیه شد و تفاوت ظاهری مرد و زن بیش از پیش ظاهر گردید و زن اولیه به تدریج زیباتر شد !

زن اولیه آموخت آنکه بیشتر می دود ِ گرسنه تر است پس زودتر ِ تندتر و بیشتر می خورد .

زن اولیه هرگز همچون همسر خود غذا نخورد و تنها اگر گرسنه بود آغاز به خوردن می کرد .

به درستی معلوم نیست اولین رستوران  چه وقت در نزدیکی غار انسان اولیه دایر شد . ولی از آن وقت زن اولیه پا به پای مرد اولیه تمام غذایش را در رستوران خورد .

به تدریج زن اولیه دیگر زن اولیه نبود . او با دستان خود دیگر نه غار را جارو می کردو نه سبزی خورد می کرد .کار بدنی کمتر ولی غذا خوردن او مردانه شد .

پیام عبرت انگیز زندگی این زن به همه ی زنان که ماهیت وجود ظریف و زنانه ی خود را درک نمی کنند ؛ بسیار ساده و کوتاه ولی روشن است :

زن به لحاظ نوع خلقتش روزانه نیازمند دریافت انرژی کمتری نسبت به مرد است .