مدتها بود که هر بارکه پالتوی دخترم را برای شستن به خشک شویی می بردم

مسوول خشک شویی یک جفت دستکش از جیب پالتوی دخترم در می آورد و می گفت :

خانوم ؛ دخترتان باز هم دستکش هایش را جا گذاشته است .

من با تعجب می گفتم : امکان ندارد ؛ دخترم امروز با دستکش به مدرسه رفت .

یکبار از دخترم پرسیدم : چرا دو جفت دستکش دارد .

دختر گفت : مادر خیلی وقت است که من این کار را می کنم . بعضی از بچه ها بدون دستکش به مدرسه می آیند و من اگر یک جفت دستکش دیگر داشته باشم . می توان به آنها بدهم تا دست هایشان یخ نکند .

مهربانی یعنی انجام دادن همین کارهای کوچک !!!