اساس این کتاب بر چهار ادراک زیر قرار دارد :

۱- شما مقدس هستید و برای شناخت تقدس وجود خودتان ِ بایستی سیستم باورهای دیرینه را تعالی ببخشید .

۲- شما موجودی الهی هستید که خواهان شناخت رمزهای رسیدن به هوشیاری های والاتر خود مقدستان می باشید .

۳-خود مقدس شما می تواند بر من غلبه کرده و اختیار زندگی شما را به دست گیرد .

۴- شما می توانید نور این هوشیاری ها را به ورای محدودیت های خویش تابانده و بر همه موجودات روی سیاره ما تاثیر بگذارید .

افتادن همیشه قرار الهی است و این به ما بستگی دارد که انرژی لازم را برای رسیدن به سطح والاتر معنوی به دست آوریم .

از افتادن های خود برای رسیدن به نیروی هوشیاری والاتر و وجود دوست داشتنی که پیوسته با شماست بهره بگیرید .انرژی که شما کسب می کنید مثل صفحه پرشی است که پرش کننده را ابتدا پایین برده و بعد با نیروی بیشتری بالا می برد .

= رویا های شکسته شده :

همان طور که کودکان گریه کنان اسباب بازی هایشان را برای تعمیر نزد ما می آورند ِ منهم رویاهای شکسته ام را نزد خداوند که دوستم بود آوردم .

اما به جای آنکه او را تنها و راحت بگذارم آنجا ماندم و سعی کردم به روش خودم به خدا کمک کنم.

بالاخره رویا هایم را پس گرفتم و فریاد زدم :

تا کی باید منتظر بمانم !

خداوند گفت : فرزندم وقتی تو مرا راحت نمی گذاری چگونه می توانم کار کنم ؟

- انرژی الهی در وجود بشر در حرکت است . این نیرو به تمام هستی ما نفوذ می کند و موجب می شود که ما در حوزه وسیع افکار و رفتار قادر به عمل گردیم .این انرژی الهی دو جنبه دارد :

جنبه بیرونی موجب ضربان قلب ِ عمل ششها و اعمال حسی می گردد.

جنبه درونی این انرژی راکد است ولی می توان آن را پیدا کرد .

جهان درونی گسترده تر از جهان بیرونی است . سرور درونی ِ تجربه تمام شادی هایی را که به نظر حس هایی بی معنی هستند ِ ممکن می سازد . وقتی شما نور الهی درون خویش را بطور مستقیم تجربه کنید ِ تابشی در زندگی شما حاصل می شود که با هیچ کلام و بیانی قابل توصیف نخواهد بود .وقتی خود مقدس خویش را کشف می کنید ِ این انرژی راکد درون را پیدا کرده ِ هدایت زندگی خویش را به آن می سپارید

 در یک لحظه از زمان شما هیچ جا نبودید . یک لحظه قبل از آبستنی هیچ جا نبودید و بعد در یک لحظه مقدس از هیچ جا به اکنون و اینجا  آمدید . و باز لحظه مقدس دیگری فرا می رسد که از اکنون و اینجا به هیچ جا خواهید رفت ِ ما این لحظه را مرگ می نامیم . با وجود این هستی الهی تغییر ناپذیر ِ ابدی و نادیدنی ِ شما بعد از مرگ هم به زندگی ادامه خواهید داد .

هنگامی که هوشیاری متعالی جزء زندگی روزانه شما شود ِ کیفیات والائی را تجربه خواهید کرد :

۱- شما اتفاقات با معنایی را تجربه کرده و بر تعداد آنها می افزایید .

۲- از سرچشمه کیهانی انرژی آگاه خواهید شد و به منبع کیهانی ایمان می آورید .

۳- عشق را احساس می کنید

۴- احساس سپاس و حرمت را تقویت می کنید

۵- خود را با همه چیز مربوط می دانید .

۶-با واقعیت توافق تازه ای خواهید داشت .سطح هوشیاری شما خیلی سریع تغییر می کند .

۷-شما تسلیم و پذیرش را تجربه خواهید کرد .

۸- شما یک رویا بین بیدار خواهید شد .

۹-شما قدرت و جذبه سکوت را خواهید شناخت .

۱۰- متوجه می شوید که هر مشکلی راه حلی معنوی دارد .

۱۱- حالت به سوی خود کشیدن را به سهیم شدن مبدل می کنید . در این حالت هوشیاری متعالی شما دست از آرزوهای شخصی برداشته و می پرسید " چگونه می توانم خدمتی بنمایم ؟"

۱۲- شما با قدرت زندگی خواهید کرد . زندگی با اقتدار به حقیقت کیهانی و هوشیاری متعالی منجر می شود .

۱۳- شما سعادت را چون حالتی طبیعی تجربه می کنید

۱۴- کمتر داوری می کنید و بیشتر عفو می نمایید .

وقتی از والاترین خود ِ عمل می کنید شما در حال آفرینش چیزی که می خواهید هستید . شما با خدا در آفرینش اتفاقات زندگی خویش همراه می شوید . این کار در ظریف ترین سطح عمل کرده و از نظر علمی مستند است بدان معناست که در سطح انسانی شما هم عمل می کند .

وقتی که به اندازه کافی در حفظ انرژی درونی و تمرکز بر آنچه که میل دارید اتفاق بیفتد ماهر شوید و به مهروزی هم ادامه دهید ِ شما حوادث و اتفاقاتی را که مناسب آرزوی شماست به سوی خود جلب خواهید کرد .

در لحظات مهم با خدا در خلوت خویش صحبت کنید . در این گفتگو به جای درخواست مطلب خاصی ِ تمام توجه خود را بر نیروی درونی برای یافتن راه حل بگذارید . از او قدرت بخواهید و آرزو کنید که آنچه را لازم است انجام دهید .

 این حقیقت را که بدنتان روزی خواهد مرد و شما جاودان هستید ِ بپذیرید . وقتی کسی می میرد آن را بپذیرید و نگویید او نبایستی چنین بمیرد . می توانید تسلیم و پذیرا باشید و می توانید اندوهگین شوید . تسلیم شدن و رها کردن به معنای شادمان شدن از رنج دیگران نیست . معنایش این است که شما نبایستی انرژی الهی درونی خویش را بر رنج متمرکز کنید . شما در کمک به برطرف کردن رنج آزاد هستید .

وقتی عاشق هستیم می گوییم ساکتیم . شما به عنوان بخشی از جستجوی مقدس خود در پی یافتن کیفیت الهی عشق درون خود هستید . پس به خود فرصت آرام گرفتن و ساکت بودن را بدهید .

ما نهایت تلاش را می کنیم تا حقیقت را ندیده بگیریم ولی حقیقت می ماند . انسان مثل طبیعت الهی و مثل فضا بینهایت است .

در مورد واقعیت زندگی خویش تجدید نظر کنید . شما دیگر به آهنگ دیگران نخواهید رقصید . شما خود آهنگساز خواهید شد و طراح و جوهر معنوی شما حرکات جدید آن رقص را مشاهده می کند . روش هایی که تاکنون داشته اید برای امینت زندگی شما لازم بوده و شما به آنها احترامگ می گذارید . شما فقط تصمیم دارید کمی بالاتر بروید . در سطح جدید شما خود آهنگساز خود بوده و گام هایی را که خود می آفرینید جدا از گذشته خویش برخواهید داشت .

هیچ وقت با شتاب پیش نروید . آرام راه بروید و شمرده صحبت کنید . هیچ وقت هیجانی نشوید و اجازه ندهید مردم بر شما مسلط شوند . همه وقت عالم در اختیار شماست و چون چنین است شما نامحدود هستید .

شما روابط خود نیستید . البت انرژی مهر ورزیدن بین شما و افراد نزدیکتان بسیار مهم است ولی این شما نیستید ِ شما روحی هستید که وابسته به کل می باشد . روابط بسیار زیادی دارید که هرکدام ارزشی دارند ولی آنها هم چون زندگی شما می آیند و می روند و این رابطه که می آید و می رود ِ تغییر می کند .

گذشته من چیزی جز ردپایی که از خود بجا گذاشته ام نیست . آنچه زندگی امروز مرا هدایت می کند ِ انرژی است که در لحظات کنونی به دست آورده ام

لذت و درد تنها جنبه های ذهن هستند . اصل طبیعت ما شادی است اما ما خود را فراموش کرده و بدن یا ذهن را " خود " می دانیم . همین تشخیص اشتباه موجب بدبختی است .

حقیقت یکی است ِ فرزانگان آن را با نام های متفاوت خوانده اند

یک خورشید است که بر تمامی آبگیرها می تابد

یک هواست که زندگی را نگه می دارد

یک آب است که همه تشنگی ها را فرو می نشاند

یک آتش است که تمامی خانه ها را روشن نگاه می دارد

 وقتی پنج حس آ رام شدند

وقتی ذهن آرام شد

وقتی که شعور آرام شد

آن حالت ِ والاترین حالت فرد است .

انسان برای غم و شادی آفریده شده است

وقتی این مطلب درست ادراک گردد

ما در زندگی ایمن خواهیم بود

غم و شادی کاملا" در هم تنیده اند

و برای روح الهی لباسی دوخته اند

همین که میوه ها برسند ِ شکوفه ها ناپدید می شوند . همین طور زمانی که الوهیت در درون شما شکوفا شود . خود پایین تر ناپدید می گردد .

       تمام چیزی که خدا از بشر می خواهد یک قلب آرام است    

دعای فرانسیس قدیس :

پروردگارا مرا ابزار آرامش خویش قرار ده

بگذار در هرجا که نفرت است ِ عشق درو کنم

و هر جا آسیب است عفو

هر جا شک است ایمان

هر جا نومیدی است امید

هر جا تاریکی است نور و

هر جا غم است سرور

ای پروردگار عالم به من لطف کن تا بیشتر در پی تسکین بخشیدن باشم تا آرام شدن

همان طور که می فهمم ِ فهمیده شوم

همان طور که دوست دارم ِ دوست داشته شوم

زیرا در اثر دادن است که دریافت می کنم

در اثر بخشیدن است که بخشیده می شوم

در مرگ خود است که در زندگی جاودان متولد می شوم .