شاید شما جزء کسانی باشید که بدن مادی را تنها واقعیت می دانید . توجه کنید که وقتی بدن می میرد ؛ چه اتفاقی برای انرژی می افتد .

بطور معمول چهار بدن بدن انرژی وجود دارد :

۱- بدن اتری

۲- بدن احساسی یا اختری

۳- بدن ذهنی

۴- بدن روحتنی یا سببی

هر یک از این بدنها فرکانس ارتعاشات مخصوص به خود را دارند که همانند رقصی از انرژی ها هستند با فرکانسهای خاص خود . از آنجایی که انسان رو به رشد است فرکانسهای مربوطه مطابق با رشد افزایش می یابد . آگاهی این بدنها در حد ارتعاشاتشان است . کسی که قادر به دیدن آنها باشد تفاوت میان آنها راتشخیص می دهد .

- انرژی که از پوست خارج می شود حدود ۲ اینچ است .از اینرو کسانی که مهارت در دیدن هاله ها دارند در اطراف اشخاص رنگ مخصوص آن فرد را خواهند دید جالب اینکه هر رنگ مشخصات روحی و احساسی آن فرد را مشخص می کند تمامی رنگها زیبا هستند تا زمانی که با لکه های تیره پوشیده نشده باشند . افکار و احساسات منفی و همچنین عدم هماهنگی شیوه زندگی با آنچه بدن به طور طبیعی نیاز دارد ( استرس؛ رژیم غذایی ناسالم ؛ نوشیدن زیاد الکل ؛ سیگار و مواد مخدر ) از قوت وشدت تشعشعات انرژی می کاهد و بدین ترتیب دامنه هاله ضعیف خواهد شد .لکه های تیره رنگ اجازه ورود امواج منفی یا باکتری های بیماری زا را به بدن می دهند .

***- وقتی که امواج بدن روحانی با بدن اختری یکی می شود و در آن نفوذ می کند ؛ بدن اختری شروع به ساطع کردن هر چه تندتر امواج می کند و خودش را تز تجربیات منفی انباشته شده که پایین ترین فرکانسها را دارند می رهاند . بدین سان این گونه تجربیات را فراموش می کنیم و می توانیم خود و دیگران را ببخشیم .

- بدن روحانی آن بخش الهی وجود ماست که ماندگار می مانددر حالی که دیگر بدنهای لطیف در طول زمان از بین می روند .

- چاکراها انرژی ها را دقیقا" به اطراف ساطع می کنند . از اینرو باعث تغییر اتمسفر اطراف ما می شوند . از راه چاکراها می توانیم امواج سلامتی یا پیامهای آگاهانه و ناخودآگاهانه بفرستیم . و دیگران شرایط و حتی ماده را تحت تاثیر قرار دهیم ؛ در جهت مثبت یا منفی .

- برای تجربه وحدت ؛ خلاقیت ؛ دانش ؛ قدرت ؛ عشق و سعادت ایجاب می کند که چاکراها باز شوند و به طور هماهنگ با هم کار کنند . این درباره تعداد کمی از آدمها صدق می کند .

- اگر نوزاد بلافاصله بعد از تولد از مادر دور شود ؛ درد عمیق جدایی و تنهایی را تجربه می کند .تا زمانی که مادر می تواند آگاهانه به سوی بچه اش افکار و احساس عشق بفرستد ؛ پیوند بین آنها باقی است در غیر این صورت نوزاد از ناتوانی خود در این دنیای سرد ناشناخته  آگاه می شود . این تجربه بسیار قوی است و نتیجه آن اولین قفل انرژی خواهد بود .

قفل چاکرای ریشه بر روی کل سیستم انژی تاثیر می گذارد اینکه روانشناسان سال اول زندگی هر شخصی را مهمترین سال زندگی او می دانند اتفاقی نیست . در این سال کودک نیاز بسیاری به تماس بدنی بخصوص با مادر ، پدر و دیگر کسانی که از او نگهداری می کنند دارد .

در سال دوم اتصال با انرژیهای چاکرای دوم را شروع می کند . نوازشهای مهرآمیز و در آغوش گرفتن با محبت خیلی بیشتر از ارتباط فیزیکی صرف اهمیت دارد .کودک می تواند احساسات و حسهایش را آگاهانه ابراز کند .

در سال سوم زندگی کودک نمونه های احساسی ابتدایی را تجربه می کند . حالا این موضوع اهمیت بسیاری دارد که پدر ومادر سعی نکنند نگرش خاصی را به فرزند القاء کنند . به دلیل اینکه با انجام این کار کودک آن احساس را در خود نگه می دارد و نسبت به آن متعصب می شود .کودک در این سن نمی تواند احساسات منفی را بیان کند . اگر عصبانی است به این دلیل است که نیازهای طبیعی اش برآورده نشده .

کودک قضاوت کردن را از پدر و مادر یاد می گیرد چون نمی خواهد محبت آنها را از دست دهد بخشهای دوست نداشتنی خودش را از خود دور می کند .

- همه اینها به این معناست که هدف و وظیفه ما در زندگی بالا بردن قدرت درک عشق است