فرشتگان در میان ما
در یکی از روزهای سرد و برفی از مدرسه به خانه می رفتم .
برای اینکه زودتر برسم از میان جنگل میان بر زدم و راهم را گم کردم .
دیر شده بود و من تنها و وحشت زده بودم .
سپس مرد مهربانی دست مرا گرفت و مرا به خانه رساند .
من در قلبم می دانستم که او پاسخ دعاهای من بوده است ....
وقتی زندگی لحظات دشوارش را نشان داده و مرا به زانو در می آورد ِ همیشه شخصی بوده که از راه برسد و مرا آرامش بخشد ....

آنها صورتهای زیادی دارند و در عجیبترین مکان ها و در زمانی که نیاز داریم برای راهنمایی ما ظاهر می شوند .
من باور دارم که فرشتگانی در میان ما هستند . آنها در تاریکترین ساعات بطرف من و شما می آیند و با نور عشق به ما نشان می دهند که چطور زندگی کنیم .
و مسیح در کتاب مقدس فرموده :
من فرشته ای می فرستم تا پرتوی از نور باشد ِ وقتی لحظات تاریکی فرا می رسند .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۲۳ ساعت توسط ویدا
|