دیروز ....امروز....فردا ....
امروز مانند آخرین روز عمرم زندگی خواهم کرد .
در گرانبهاترین روز هستی ام ِ شیره زندگانیم را در شیشه ای خواهم ریخت
و در آن را مهر و موم خواهم کرد .
چنانکه قطره ای از آن بر زمین نچکد .

امروز حتی لحظه ای را در تاسف بخت بد و ناکامیهای گذشته تلف نخواهم کرد .
چرا که از یاد ناملایمات و پریشان حالی گذشته کاری ساخته نیست .
آیا آب رفته به جوی باز خواهد گشت ؟
آیا خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد ؟
آیا می توانم به گذشته برگردم و اشتباهات خود را تصحیح کنم .
آیا می توانم به دیروز برگردم و مانع از بروز جراحاتی شوم که تجربه کرده ام ؟
خیر !
دیروز برای من مرده و برای همیشه مدفون شده است .
من نمی توانم بیش از این درباره دیروز بیندیشم .
امروز را مانند آخرین روز عمرم زندگی خواهم کرد .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۹/۲۴ ساعت توسط ویدا
|